داخلی  »  خبر  »  اجتماعی

قتل تازه عروس دو روز قبل از جشن ازدواج

کد مطلب : 12910 17 تير 1387 ساعت 11:34

مرد جواني که دو روز پيش از برگزاري جشن عروسي، همسرش را به قتل رسانده بود خودش را تسليم پليس کرد. 

به گزارش اعتماد اين جوان 21ساله که سعيد نام دارد پس از قتل همسر 17ساله اش به نام سارا با پليس تماس گرفت و به انتظار نشست تا ماموران از راه برسند و وي را بازداشت کنند. 

سارا و سعيد که شش ماه قبل از قتل به عقد يکديگر درآمده بودند با اصرار پدر داماد تصميم گرفتند هر چه زودتر زندگي مشترک شان را آغاز کنند. از آنجا که پدر سارا سال ها قبل فوت شده و مادر او نيز در پي ازدواج مجدد، دخترش را رها کرده بود پدر سعيد براي عروسش جهيزيه تهيه کرد و زوج جوان پس از آنکه خانه يي در نزديکي منزل پدر سعيد اجاره کردند روز سه شنبه هفته گذشته جهيزيه عروس را به خانه بردند اما هنگام چيدن لوازم مشاجره لفظي بين زن و شوهر به قتل منجر شد. 

کارآگاهان جنايي مشهد پس از آنکه از طريق تماس تلفني با مرکز فوريت هاي پليسي 110 در جريان اين واقعه قرار گرفتند به محل جنايت رفتند و ضمن انتقال جسد سارا به پزشکي قانوني سعيد را بازداشت کردند. تازه داماد در حالي که از قتل همسرش شوکه شده بود و مرتب اصرار مي کرد ناخواسته و در پي خشم لحظه يي مرتکب اين عمل شده است، روانه بازداشتگاه شد. 

در جريان تحقيقات پليس معلوم شد سعيد به دليل بي علاقگي به تحصيل در مقطع سوم راهنمايي ترک تحصيل کرد و چند سال بعد هنگامي که قصد داشت عازم خدمت سربازي شود به دليل مشکلات جسماني وي را معاف از خدمت اعلام کردند.
 
سعيد که روزها را بدون هيچ برنامه و هدفي سپري مي کرد با سفارش پدرش در شرکت يکي از دوستان وي استخدام شد و تلاشش را به کار گرفت تا در زمينه شغلي پيشرفت کند. چندي پس از استخدام سعيد در شرکت، سارا نيز در آنجا مشغول به کار شد. همکاري اين دو به ايجاد روابط عاشقانه و در نهايت خواستگاري و عقد آنها انجاميد. پس از آنکه جزئيات زندگي متهم به قتل و نحوه آشنايي او با همسرش آشکار شد، سعيد از سوي بازپرس جنايي تحت بازجويي قرار گرفت.
 
وي گفت؛ به خاطر مراودات کاري هر روز ساعاتي را با سارا به گفت وگو مي پرداختم و اين ترتيب بود که دلباخته وي شدم، اما از بيان اين عشق هراس داشتم تا اينکه يک روز خود سارا باب صحبت را باز کرد و من نيز از موقعيت استفاده و از وي خواستگاري کردم. پس از آنکه جواب مثبت سارا را گرفتم موضوع را با خانواده ام در ميان گذاشتم و مراسم خواستگاري در خانه خواهر بزرگ سارا برگزار شد.
 
وي افزود؛ سارا دختري عصبي بود که بر سر مسائل پيش پا افتاده حرص مي خورد و خودش را آزار مي داد. به همين دليل پدرم توصيه کرد هرچه زودتر زندگي مشترک مان را شروع کنيم. او معتقد بود اگر سر همسرم به زندگي گرم شود آرام مي گيرد.
 
ظهر روز سه شنبه جهيزيه را که با گل و روبان آراسته بوديم به خانه مان برديم و والدينم آنجا را ترک کردند. من و سارا سرگرم کار شديم چرا که فرصت زيادي نداشتيم و قرار بود تا دو روز ديگر مراسم عروسي مان برگزار شود. حين جابه جايي اثاثيه هر وسيله يي را که همسرم از کارتن بيرون مي آورد، غر مي زد و مي گفت پدرم با خريد جهيزيه براي وي بيشتر قصد داشته براي يک آدم بدبخت نقش مردي نيکوکار را بازي کند. هرچه توضيح دادم پدرم به هيچ وجه نمي خواسته او را تحقير کند، حرفم را نپذيرفت تا اينکه مشاجره بين ما بالا گرفت. در لحظه يي که از شدت خشم به جنون رسيده بودم کارد آشپزخانه را برداشتم و ضربه يي به همسرم زدم. وقتي او بي جان روي زمين افتاد باور نمي کردم چه اتفاقي رخ داده است. براي همين بلافاصله با اورژانس و پليس تماس گرفتم و خودم را براي تسليم شدن آماده کردم.

صدور کيفرخواست
سعيد پس از اعتراف به قتل روانه زندان شد تا بعد از طي مراحل قضايي در جلسه يي علني پاي ميز محاکمه برود. در همين حال در پرونده يي ديگر با موضوع همسرکشي، داديار اظهارنظر دادسراي جنايي کرج براي متهم کيفرخواست صادر کرد و خواستار محاکمه وي به اتهام قتل عمد شد. 

اوايل مردادماه سال 86 ماموران پليس کرج با تماس همسايه هاي زوج جواني در جريان قتل زني قرار گرفتند و به همراه بازپرس ويژه قتل به خانه مقتول در گلشهر کرج رفتند. ماموران در تحقيق از همسايه هاي متوفي متوجه شدند ساعتي پيش محمود و آذر طبق روال هميشگي با هم درگير شدند اما اين بار جر و بحث آنها بالا گرفت تا اينکه صداي کمک خواهي آذر به گوش رسيد. يکي از همسايه ها در اين باره توضيح داد؛ اول گمان کردم آنها دوباره با هم آشتي مي کنند و لازم نيست ما دخالت کنيم ولي بلافاصله صداي آذر قطع شد.
 
من به همراه چند تن ديگر با عجله به خانه آنها رفتيم و محمود را با لباس خوني در حال فرار ديديم. هنگامي که به داخل منزل پا گذاشتيم با جسد غرق در خون آذر و پسر مجروح او مواجه شديم. با اظهارات همسايه ها و تاييد حرف آنها توسط پسر مقتول گروهي از کارآگاهان پليس آگاهي استان تهران به دستور يوسف رضايي بازپرس ويژه قتل کرج مامور دستگيري محمود شدند و سرانجام توانستند وي را در منزل يکي از بستگانش به دام بيندازند.

متهم به قتل در بازجويي ها گفت؛ رفتار همسرم آذر پس از ازدواج کاملاً تغيير کرد و پس از تولد پسرمان او کاملاً نسبت به زندگي دلسرد شد. به همين علت نسبت به او سوء ظن پيدا کردم. هميشه فکر خيانت او مرا آزار مي داد تا اينکه بر سر اين موضوع با هم درگير شديم. روز حادثه او به کلانتري 22 مهرشهر رفت و به اتهام ضرب و جرح از من شکايت کرد. از وي خواستم به کلانتري برود و شکايت خود را پس بگيرد ولي او راضي نشد تا اينکه يک لحظه کنترل خود را از دست دادم.
 
به سمت کمد ديواري رفتم و قمه يي را که چند وقت پيش خريده بودم برداشتم و سه ضربه به آذر زدم. وقتي به خودم آمدم پيکر غرق در خون همسرم را روي زمين ديدم. بسيار ترسيده بودم و تصميم به فرار گرفتم ولي الان پشيمانم. من در مورد آذر اشتباه مي کردم. با اعتراف متهم و تکميل تحقيقات براي محمود کيفرخواست صادر شد و وي به زودي در دادگاه کيفري استان تهران تحت محاکمه قرار مي گيرد.
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين