دوشنبه ۰۱ خرداد ۱۳۹۱
کد خبر: ۱۰۴۲۷۱
۲۰ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۴


 شوخي‌هاي چهار بچه‌محل باعث شد آنها به فكر سرقت از مسافران بيفتند و زورگيري‌هاي سريالي انجام دهند.
 
مردي روز 26 آبان با مراجعه به شعبه هشتم بازپرسي دادسراي ناحيه 27 تهران طي شكايتي اعلام كرد: «حدود ساعت 19 روز گذشته از ميدان آزادي سوار يك دستگاه پرايد سفيد رنگ به مقصد چهارديواري شدم. يك مسافر روي صندلي جلو و از دو مسافر صندلي عقب يكي گفت زود پياده مي‌شود براي همين من وسط نشستم. در مسير ناگهان مسافر جلويي و دو مسافر طرفينم به من حمله كردند و سرم را به سمت كف خودرو بردند و چشمانم را بستند.
 
آنها جيب‌هايم را گشتند، گوشي تلفن همراه، 50‌هزار تومان پول و كارت عابر بانك را به همراه رمز سرقت كردند و با تهديد اينكه تا دورشدن‌شان نبايد به سمت آنها برگردم، به سرعت از محل متواري شدند. لحظاتي بعد يك نفر كه در آن نزديكي بود و اين صحنه را ديده بود به سمتم دويد و گفت شماره پلاك پرايد را يادداشت كرده است.» 

كارآگاهان تحقيقات درخصوص اين شكايت را در حالي آغاز كردند كه چندي قبل نيز تعدادي از شهروندان شكايت‌هاي مشابهي را مطرح كرده بودند. آخرين مالباخته وقتي تصاوير چهره‌نگاري متهمان را ديد، تاييد كرد كه سارقان اموالش همين افراد هستند.
 
ماموران سپس متوجه شدند خودرو سارقان به نام يك زن جوان است. او در بازجويي‌ها گفت: پرايد در اختيار همسرش به نام «سعيد» است و مدتي است كه آنها با هم اختلاف دارند و او از كارهاي سعيد بي‌خبر است. 

كارآگاهان در ادامه سه همدست سعيد را شناسايي كردند و مطلع شدند سعيد به همراه دوستانش چندين بار ‌در قهوه‌خانه‌هاي سنتي در محدوده ميدان آزادي رويت شده است به همين دليل اين اماكن تحت نظر گرفته شد تا اينكه چند روز قبل هرچهار متهم دستگير شدند و اعتراف كردند مرتكب چندين زورگيري شده‌اند. 

«سعيد» در اعترافاتش گفت: « من با همدستانم قبلا بچه محل بودم. هرچند وقت يك‌بار با هم بيرون مي‌رفتيم. در اواخر مهرماه چهارنفري براي گردش و تفريح به اوين دركه رفتيم. در مسير برگشت پسر جواني را سوار كرديم و به شوخي به او گفتيم ما سارق هستيم و هرچي پول و موبايل و غيره ‌داري بريز بيرون. اين جوان خيلي ترسيده بود و تمام مداركش و موبايلش را به ما داد. اما فهميديم فقط در حد كرايه ماشين پول دارد، دلمان به حالش سوخت و حتي حدود پنج ‌هزار تومان پول به او داديم و گفتيم ما سارق نيستيم و مي‌خواستيم با تو شوخي كنيم. 

اين جوان را در مقصد پياده كرديم. بعد از اين ماجرا هر بار كه چهارنفري با هم بوديم سر اين موضوع كلي با هم مي‌خنديديم و شوخي مي‌كرديم. يك‌بار ديگر يك نفر را سوار كرديم و مي‌خواستيم با او شوخي و نقش زورگيران را بازي كنيم. وقتي تهديدش كرديم خيلي راحت 180‌هزار تومان و ساعت گران‌قيمتش را به ما داد و التماس مي‌كرد كارش نداشته باشيم. 

به او گفتيم ما دوربين مخفي هستيم نه سارق. بعد از چند بار شوخي كم‌كم اين فكر به ذهن ما خطور كرد، زورگيري از مسافر را تجربه كنيم. به اين ترتيب وارد اين كار شديم.»
 
بنابر اين گزارش متهمان اكنون در بازداشت هستند و بازجويي‌ها از آنها هنوز به اتمام نرسيده است.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین
پربیننده ترین ها
چند رسانه‌ای
تاریخ