دوشنبه ۰۱ خرداد ۱۳۹۱
کد خبر: ۵۵۵۶۲
۱۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۳:۵۲


بامداد ۴ شهريور ۱۳۵۸ در خيابانى پشت حسينيه ارشاد صداى رگبار گلوله اهالى محل را از خانه بيرون كشيد. اتومبيلى با ۳ سرنشين هدف قرار گرفته بود. صندلى جلو حاج مهدى عراقى و پسرش حسام و صندلى عقب مهديان مدير روزنامه كيهان غرق در خون بودند. مهدى عراقى مدير مالى كيهان همراه مهديان عازم محل كار بودند. اين اولين ترور از اهل مطبوعات پس از انقلاب بود.اعلاميه هايى آن سوتر روى زمين پخش شده بود. 

عاملين ترور نوشته بودند هدف كشتن مهديان بوده است. اما از قضا مهديان مجروح شد و سرانجام زندگى خود را باز يافت. اما عراقى و پسرش كه هدف اصلى نبودند به ديار باقى شتافتند.تروركنندگان كه اعضاى گروه فرقان بودند، شايد اين جابه جايى را اشتباهى تاكتيكى ارزيابى مى كردند، غافل از اينكه زنده بودن مهدى عراقى مى توانست حداقل بسيارى اشتباهات تاكتيكى و استراتژيكى نيروهاى ديگر در صحنه سياسى را تقليل دهد. او عضو جمعيت موتلفه بود و قبل از آن از ۱۳ سالگى جذب فداييان اسلام شده بود و تا كودتاى سال ۳۲ با آنها همراه بود.

با وجود اين پيشينه، حاج مهدى شخصيتى منحصر به فرد داشت. او با همه گروه هاى هم سو، غيرهم سو و دگرانديش همچون پدرى دلسوز مرتبط بود. براى همه دل مى سوزاند و به درد دل هايشان گوش مى سپرد.به ويژه در آن سال هاى آخرين نزديك انقلاب كه تلاش و روش بسيارى در حذف رقيب و پررنگ كردن اختلافات و مرزبندى ها متمركز شده بود، حضور حاج مهدى معنى ديگرى داشت. 

در گزارشى از ساواك كه در تاريخ ۱۱/۲/۵۷ ثبت شده است، چنين آمده است: «مهدى عراقى فردى است كه همه گروه ها اعم از مسلح و به اصطلاح سياسى كار او را قبول دارند و كار اصلى او نزديك كردن و ايجاد وحدت بين آنان به خصوص در زمينه عدم طرد مجاهدين از گروه هاى بازارى و به اصطلاح روحانى مى باشد.»۱ همين خط مشى و برخورد حاج مهدى باعث شده بود همه گروه ها خود را به او نزديك كرده و براى مشورت و نظرخواهى با او تماس داشته باشند و او را دلسوز خود بدانند. 

حتى گروه رجوى كه در آن مقطع در زندان در صف مقابل روحانيان قرار گرفته بود چنين نگاهى داشت.در همان گزارش يكى از مقامات ساواك مى گويد: «با توجه به اخبار واصله قبلى مسعود رجوى در زندان به محمد حياتى ماموريت داده كه پس از آزادى با مهدى عراقى تماس برقرار نمايد.بنابراين مراقبت درجه يك از اين فرد براى دستيابى به عناصر مخفى گروه هاى خرابكار ضرورت دارد.»۲در سندى ديگر كه مربوط به ۱۷ و ۱۹ مهر ۱۳۵۶ است صورت مذاكرات مهدى عراقى با داريوش فروهر گزارش شده است. 

طبق اين اسناد حاج مهدى از فروهر خواسته است كه وى از حمله به كمونيست ها خوددارى كند تا آنها به مبارزه شان عليه دستگاه شاه ادامه دهند.»۳حاج مهدى درواقع روشى مشابه آيت الله طالقانى را در سطح روابط خود دنبال مى كرد و همه را به آشتى و مدارا مى خواند. عجيب آن كه درست در شرايطى كه وجود چنين افرادى مى توانست نقش بسيار موثرى در جلوگيرى از ستيزه جويى ميان نيرو هاى انقلاب داشته باشد، آنها به طرق مختلف از ميان رفتند. مرحوم عراقى در ۴ شهريور به شهادت رسيد و ۱۵ روز بعد آيت الله طالقانى ناگهان درگذشت.

قبل از پيروزى انقلاب در زندان شاه اختلافات شديدى ميان روحانيان و طرفداران آنها با مجاهدين و كمونيست ها به وجود آمده و در حال گسترش بود. از سويى ساواك نيز به صورتى مرموز و پنهانى درصدد دامن زدن به اين اختلافات و بهره بردارى از آن بود.

در سندى ديگر از ساواك گفته شده است براى انتشار فتواى روحانيان عليه كمونيست ها و مجاهدين بايد چند تن از زندانيان آزاد شوند، تا فتوا را در بيرون رواج دهند و ساواك از آن بهره بردارى كند.۴ در چنين شرايطى اهميت روش آيت الله طالقانى و مرحوم عراقى روشن مى شود. مرحوم عراقى كه از سال هاى پس از شهريور ۱۳۲۰ جذب جريان فداييان اسلام شده بود در طول عمر سياسى خود گروه ها و شخصيت هاى مختلفى را تجربه كرده بود، كوله بارى از تجارب مثبت و منفى با خود داشت كه افقى دورتر را مى ديد. او همواره تاكيد مى كرد براى جلوگيرى از تكرار شكست ۲۸ مرداد ۳۲ بايد از تفرقه پرهيز كرد. 

پى نوشت ها:
۱- پيشكسوت انقلاب، ياران امام به روايت ساواك، مركز بررسى اسناد تاريخى وزارت اطلاعات، ص ۲۷۱.
۲- همان
۳- همان، صص ۲۶۱و ۲۶۴
۴- همان، ص ۲۴۷
آرشیو شرق

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین
پربیننده ترین ها
چند رسانه‌ای
تاریخ