22 بهمن 57 آخرین برگ از عمر رژیم شاهی رقم خورد و دودمان پهلوی به دست قضاوت تاریخ سپرده شد و انقلاب اسلامی با فروپاشیدن آن رژیم، نظام جمهوری اسلامی را برپا ساخت. از آن زمان تا کنون، انقلاب اسلامی همواره مد نظر بسیاری از متفکران بوده که آن را از زوایای مختلف فلسفی، سیاسی، تاریخی و ... بررسی کرده اند. دریافت ماهیت و خصایص این انقلاب در بازشناسایی آن و عمر 29 ساله اش اهمیت بسزایی دارد و جا دارد تا از همین دو زاویه درباره آن بحث شود.
الف- ماهیت انقلاب اسلامی. در یک کلام می توان گفت این انقلاب به معنای واقعی کلمه یک انقلاب بود. برخی به دلیل عناد با جمهوری اسلامی سعی کرده اند تا وجه مردمی انقلاب اسلامی را تخریب کنند و آن را محدود به طبقات خاص شهری کنند. به نظر اینان، انقلاب محصول قیام طبقات متوسط شهری بوده و روستاها و اقلیت های مذهبی و بسیاری از طبقات شهری در آن دخالتی نداشتند. بسیاری هستند که هنوز خاطرات انقلاب را به یاد دارند و همین عمر کوتاه انقلاب نادرستی چنین تصوراتی را نشان می دهد.
انقلاب اسلامی در ماهیت خود خیزش عمومی مردم ایران بود. ملت ایران؛ شهری و روستایی، پیر و جوان، زن و مرد و حتی مسلمان و غیر مسلمان در این خیزش مشارکت داشتند. گستردگی مشارکت مردم در انقلاب به گونه ای بود که اجتماعات موافق رژیم در حد چماقداران مزدوری بود که با حمایت نیروهای امنیتی رژیم پهلوی به جان مردم می افتادند.
برخی از معاندان با جمهوری اسلامی که هنوز صحنه های
در یک کلام می توان گفت این انقلاب به معنای واقعی کلمه یک انقلاب بود. برخی به دلیل عناد با جمهوری اسلامی سعی کرده اند تا وجه مردمی انقلاب اسلامی را تخریب کنند و آن را محدود به طبقات خاص شهری کنند. به نظر اینان، انقلاب محصول قیام طبقات متوسط شهری بوده و روستاها و اقلیت های مذهبی و بسیاری از طبقات شهری در آن دخالتی نداشتند.
مردمی انقلاب را به یاد دارند، سعی کرده اند تا با تخریب ویژگی دوم انقلاب، آن را انقلابی در اصل لاییک یا حداقل ملی بشناسانند. آدمی درمی ماند که عناد و لجاجت و به خصوص کژفهمی، تا کجا می تواند پیش رود که پس از سه دهه به این گونه واژگونه از انقلاب یاد شود و 19 دی ماه و چهلم های اول انقلاب فراموش شود!
مردمی و اسلامی بودن دو اصل ماهوی و لاینفک انقلاب اسلامی که باید در هر تحلیلی از آن و نتیجه اش، یعنی جمهوری اسلامی، مد نظر قرار گیرند. در حقیقت، ماهیت انقلاب اسلامی از این دو اصل تشکیل شده و عدم توجه باعث شده برخی در شناخت عوامل انقلاب دچار اشتباه شوند.
به نظر برخی، عوامل اقتصادی و شکاف شدید طبقاتی در ایران باعث قیام مردم و سقوط رژیم شاه شد. هر چند که درآمدهای نفتی اوایل دهه پنجاه به شکاف طبقاتی در جامعه ایرانی منجر شد، اما این امر به آن صورت نبود که توده مردم را به قیام علیه شاه بکشاند.
طبقه متوسط مردم که نقش بسزایی در انقلاب داشتند، از رفاه نسبی برخوردار بودند. از سوی دیگر، افزایش درآمدهای نفتی هنوز آثار سوء خود را در معیشت مردم نشان نداده بود و توسعه شهرها گرچه برخی را به حاشیه راند اما شکاف عظیمی را در شهرها به وجود نیاورده بود.
تاثیر قدرتهای بیگانه در سقوط شاه را برخی چنان بزرگنمایی کرده اند که گویا مردم در جریان انقلاب فقط تماشاچی انتقال قدرت بوده اند. این موضوع که قدرت شاه در منطقه و به خصوص تاثیر او در افزایش قیمت نفت چقدر در نظر غرب تهدید به شمار می رفته جای بحث و بررسی دارد، اما موافقت احتمالی برخی از قدرتها غربی به برکناری شاه نمی توانست علت قیام مردم ایران علیه او باشد. در واقع، انقلاب 57 بیش از هر چیز قیامی بود که از درون مردم جوشید و برکناری شاه خواستی همگانی بود که خود شاه نیز بالاخره اما بسیار دیر آن را شنید.
مردمی و اسلامی بودن انقلاب دو عنصر ذاتی انقلاب بود که نظریاتی اینچنین از درک آن عاجز هستند. چنین تفسیرها و تحلیلهایی نشان دهنده شناخت سطحی از واقعیت انقلاب است. چنین تحلیلهایی از زبان یک ایرانی معارض انقلاب تنها بروز دهنده عمق ناآگاهی او از جامعه خودش است. انقلاب اسلامی 57 نه یک شورش یا کودتا بلکه حرکت عمومی مردم و بر اساس خواست اسلامی
این دو عنصر در 22 بهمن به بار نشست و انقلاب را به پیروزی رساند و ثمره آن بنیان گذاری جمهوری اسلامی شد. نکته قابل توجه در درک سنخیت بین انقلاب و جمهوری اسلامی به عنوان علت و معلول است. این سنخیت را می توان در ویژگیهایی یافت که در شعار بارز انقلاب و جمهوری اسلامی بیان شده است؛ «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی».
آنان بود. برای درک این موضوع تنها کافی است به نمونه هایی چون واقعه مسجد جامع کرمان و قرآن سوزی چماقداران رژیم پهلوی توجه شود.
این دو عنصر در 22 بهمن به بار نشست و انقلاب را به پیروزی رساند و ثمره آن بنیان گذاری جمهوری اسلامی شد. نکته قابل توجه در درک سنخیت بین انقلاب و جمهوری اسلامی به عنوان علت و معلول است. این سنخیت را می توان در ویژگیهایی یافت که در شعار بارز انقلاب و جمهوری اسلامی بیان شده است؛ «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی».
ب- ویژگیهای انقلاب اسلامی. شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» به روشنی ویژگیهای انقلاب اسلامی و مبنای آزادیخواهی ملت ایران را در این انقلاب نشان می دهد.
پیش از هر چیز، انقلاب واکنشی بود به استبدادی که انقلاب مشروطه قصد براندازی آن را داشت اما از درونش باز زاده شد. از این دیدگاه کلی، انقلاب اسلامی 57 گامی دیگر در پس گام انقلاب مشروطه و تکامل آن انقلاب تلقی می شود. بنابراین، انقلاب اسلامی 57 یک انقلاب ناگهانی و سرزده در تاریخ ملت ایران نیست بلکه حلقه تکاملی است که از پی حلقه های پیشین برآمده و روند تکاملی آن را پی می گیرد.
بخش نخست این شعار «استقلال، آزادی» است. این بخش آزادی از استعمار بیگانگان خارجی و استبداد فردی داخلی را بیان می کند. نیروهای آزادی خواه در جریان انقلاب مشروطه پیشرفت و تکامل ایران را در دو امر می دیدند؛ از یک سو، قطع ید اجانب از دست اندازیهایشان به منافع ملت ایران و از سوی دیگر، برچیدن بساط استبداد و قدرت بی حد و حصر فردی. همین مسئله نیز در انقلاب اسلامی باعث گرد آمدن نیروهای آزادیخواه به دور یکدیگر شد. پیامهای انقلابی آیت الله خمینی (ره) بر همین دو نکته تاکید داشت و همین امر نیز باعث شد تا نیروهای آزادی خواه بر حول محور رهبری او جمع شوند.
«استقلال، آزادی» دو پیام آشکار دارد. این شعار به روشنی به دنبال یافتن هویت مستقل و متعالی ملت ایران است و این هویت را در تضاد با قدرتهای جهانی و استبداد فردی می داند. در حقیقت، روح انقلاب اسلامی مبتنی بر دست یابی به این هویت مستقل و متعالی است و هر جا که نشانی از نفی این دو پیام را یافته، نفی هویت خود را دیده و
بخش نخست این شعار «استقلال، آزادی» است. این بخش آزادی از استعمار بیگانگان خارجی و استبداد فردی داخلی را بیان می کند.
با آن چالش و ناسازگاری داشته است.
این موضوع که در طول 29 سال پس از انقلاب تا چه میزان این دو پیام به عرصه ای عمل آمده، مسئله محک و بررسی «جمهوری اسلامی» نیز خواهد بود. در حقیقت، محل آزمون بخش اول شعار در بخش دوم آن یا «جمهوری اسلامی» است.
«جمهوری اسلامی» در قریب سه دهه عمر خود مبنای رابطه خارجی اش را بر همین شعار قرار داده است. روشن است که مبارزه با دست اندازیهای بیگانگان و سیاستی مستقل را درپیش گرفتن کاری بس دشوار بوده که تحریمها و دشواری هایی را برای جمهوری اسلامی در پی داشته است. اکنون، جمهوری اسلامی با دو قطعنامه تحریم شورای امنیت روبرو است که همین امر نیز گواه دخالتهای قدرتهای حاکم بر آن شورا در امور داخلی ایران است. به دست آوردن استقلال در جهان قدرتها کاری آسان نیست و به وضوح هزینه ای عظیم می طلبد و تحمل تحریمها و قطع روابط پرداخت همین هزینه ها است.
سه دهه گذشته عرصه آزمون جمهوری اسلامی در تحقق آزادی ملت ایران نیز بوده است. قانون اساسی جمهوری اسلامی تحقق آزادی ملت را با مشارکت مردم در قدرت تعریف کرده است. این مشارکت به وضوح در رجوع به آراء مردم و به دست گیری قدرت از همین طریق انجام می شود.
در سالهای اخیر، موضوع رأی گیری و کفایت آن در تحقق آزادی و چگونگی آن و حتی لزوم این امر در نظام اسلامی محل بحثها و مجادلات بسیاری شده است. برخی مشروعیت نظام اسلامی را متکی به رجوع به آراء عمومی ندانسته و تحت عنوان «حکومت اسلامی» به دنبال نفی و رد آن بوده اند و از سوی دیگر، برخی با انگشت گذاشتن بر اصل «جمهوریت» آراء عمومی را اصل هر مشروعیتی در جمهوری اسلامی دانسته اند.
جالب آن است که هر دو سوی مجادله به مستنداتی از بنیانگذار جمهوری
جالب آن است که هر دو سوی مجادله به مستنداتی از بنیانگذار جمهوری اسلامی چنگ زده اند. در اینجا لازم است تا همواره این کلام امام خمینی (ره) را در نظر داشت؛ «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر». این کلامی است که امام خمینی (ره) بر آن تاکید داشت و مقام معظم رهبری نیز به دنبال حفظ آن بوده است.
اسلامی چنگ زده اند. در اینجا لازم است تا همواره این کلام امام خمینی (ره) را در نظر داشت؛ «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر». این کلامی است که امام خمینی (ره) بر آن تاکید داشت و مقام معظم رهبری نیز به دنبال حفظ آن بوده است.
آنچه که اهمیت دارد توجه به رابطه متقابل دو قید «جمهوری» و «اسلامی» است که بنیانگذار جمهوری اسلامی بر آن تاکید داشت. این دو قید دو وجه مردمی و اسلامی بودن جمهوری اسلامی را بیان می کند که بنیان انقلاب اسلامی نیز بر همین اساس بود. این دو قید به صورت طبیعی از ذات انقلاب 57 برآمده و نفی آن به معنای نفی انقلاب اسلامی و در نتیجه نفی اساسی و ماهوی جمهوری اسلامی است. انقلاب اسلامی با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» راه خود را یافت و این راه به روشنی آزادیخواهی داخلی و خارجی را دنبال می کند. حذف هر عنصری در این شعار به معنای بیراهه رفتن و دور شدن از آن چیزی است که در 22 بهمن 57 به دست آمد.
با نگاه اجمالی به این 29 سال می توان گفت؛ سه دهه از عمر انقلاب اسلامی برای تحقق شعار آن انقلاب در داخل و خارج از ایران بوده است. این سه دهه گواه مبارزه ای سخت و دشوار بوده که هم در خارج از ایران و هم در داخل مورد تهدید بوده است. به دست آوردن هویت مستقل و متعالی ملت ایران که هدف انقلاب اسلامی بود، در گرو همین تلاش است و تا این تلاش در جریان است، انقلاب اسلامی تداوم دارد.
افراط ها و تفریط ها و جزم اندیشی ها، مبنای مردمسالارانه و اسلامی انقلاب 57 را آزرده است. در این زمان، هنر رهبران ایران در آن است که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به عنوان میثاق ملی، را چنان آزادمنشانه، شجاعانه و عالمانه به اجرا گذارند که منویات ملت و بنیان گذار فقید انقلاب، به روشنی متجلی گردد.
در این منطقه ی استبدادزده، هیچ کشوری چون ایران مردم سالار نیست. آیا سزوار است که افراط و تفریط ها در بزنگاه انتخابات (به عنوان تجلی مردم سالاری) تصویر اقتدارگرایی را در نظامی نشان دهد که مبنا و بنای آن بر آزادی خواهی است و چنین امری اجحاف نابخشودنی در حق آن نیست؟ گویا هنوز باید برای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی و پیشبرد شعار اصلی آن کوشید و از پا ننشست.