هادی سلیمانی بلاگر"بحر" در مطلب جدید خود به نقد از سایت رجانیوز
پرداخته است:
در چند ماه گذشته، مواضع سایت رجانیوز از حالت اعتدال خارج شده است. همیشه اعتقاد داشتهام كه افراط و تفریط از ملزومات جوانی و به دلیل كمی تجربه است.
گردانندگان جوان این سایت نیز از این قاعده مستثنی نیستند. به عنوان نمونه رفتار افراطی و اخبار احساسی سایت رجا در ایام انتخابات شوراها، ریشه در همین كمتجربگی دارد. اما از كنار حمایت بیچون و چرا و افراطی از مذاكره با آمریكا و یا حملات اخیر این دوستان به دكتر افروغ، نمیتوان با چنین توجیهاتی گذشت، بلكه باید به ریشهیابی این مواضع پرداخت. در این نوشتار سعی دارم به بررسی علت رفتارهای غیراصولی و احساسی گردانندگان این سایت بپردازم.
مذاكره با شیطان بزرگ؛ از بهار تا بهار!
بهار 85، مجمع دانشجویان حزبالله علم و صنعت:
ـ شما باید مسائل پشتپرده را هم در نظر بگیرید. نقش هاشمی، رضایی،لاریجانی، ... را. من مطمئنم كه احمدینژاد طرفدار مذاكره با آمریكا نیست. این اشتباه است كه شما احمدینژاد را سیبل كنید. چرا فقط عكس احمدینژاد صفحهی اول خیزش آمده؟
سخنان بالا، انتقاداتی بود كه یكی از مسئولین فعلی سایت رجا از ویژهنامه مذاكره با آمریكای نشریهی خیزش داشت. انتقاداتی كه به نظر بنده هم وارد بود.
شرط امضای بیانیه مجمع دانشجویان حزبالله در محكومیت مذاكره با آمریكا نیز توسط این دوستمان (كه به نمایندگی از یكی تشكلهای دانشجویی آمده بود)، منوط به برداشته شدن عكس احمدینژاد از صفحهی اول نشریه خیزش شد، چراكه احمدینژاد را از این «تهمت» مبرا میدانست. بیانیه توسط این دوست امضا نشد تا خود به صورت جداگانه، بیانیهای صادر كنند.
بهار 86:
همان دوست دربارهی فواید مذاكره با آمریكا مقالهای در سایت رجا نوشت.
بخشی از این یادداشت را بخوانید: «طفره رفتن از مذاكره درباره عراق، علاوه بر هزینههایی كه متحمل جمهوری اسلامی و دوستانش میكند، موضع جنگطلبان جمهوریخواه را نیز در داخل مرزهای ایالات متحده تقویت میكند و این طفره رفتن مستمسكی در دست جنگ طلبان حاكم در برابر گروههای داخلی «منتقد تهاجم نظامی» است برای از سر باز كردن فشارها و بازگرداندن مسوولیت ناامنی به ایران.
استراتژیای كه در صورت موفقیت میتواند علاوه بر زمینهسازی خروج نومحافظه كاران از گرداب بازخواست افكار عمومی، زمینه روانی برای حرکتهای نظامی و احتمالی آتی علیه ایران در داخل آمریکا را فراهم سازد».
وقتی افروغ منافق میشود! «پرده نفاق را كنار زد». عبارتی كه دوستانمان در سایت رجا، در خصوص افروغ به خاطر اظهارات اخیرش به كار بردند. سپس نیمه پنهان افروغ را در مطالب جداگانهای افشا كردند:
«سال 77 مقالات خود را در نشریه عصرما، ارگان مطبوعاتی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی منتشر میكرد و طی سالهای 72-73، مدیریت گروه اجتماعی مركز تحقیقات استراتژیك ریاست جمهوری را برعهده داشت.
این در حالیست كه در آن برهه، ریاست مركز برعهده محمد موسوی خوئینیها قرار داشت و افرادی نظیر سعید حجاریان، مجید محمدی و علیرضا علوی تبار، گردانندگان و سیاستگذاران اصلی مركز بودند».
در مطلب اول، افروغ فردی وابسته به جریان چپ معرفی شد كه خود را اكنون اصولگرا جا زده است و در مطلب دوم «راست تند» معرفی شد كه در قبال نظر امام در خصوص ابقای مهندس موسوی گفته است: «دستور بدهید، ۲۷۰ [...] از جماران برای نمایندگان مجلس بیاورند!».
مشكل از كجاست؟! رفتار غیر قابل توجیه دوستان در قبال افروغ، سوالاتی را در ذهنم ایجاد میكند: دوستانمان قبل از انتقادات افروغ به دولت، خبر از همكاری افروغ با نشریه عصرما نداشتهاند؟! پیش از این، خبر از «راست»ی بودن ایشان نداشتند؟ به نیمه پنهان افروغ دسترسی نداشتند؟!
در زمان انتخابات ریاست جمهوری كه افروغ علیه هاشمی نطق پیش از دستور میخواند و از احمدینژاد حمایت میكرد، نمیدانستید كه افروغ به مدت یكسال در مركز مطالعات استراتژیك ریاست جمهوری مسئولیت داشته است؟ ....
در هیچ كجای سخنان افروغ به مقام معظم رهبری توهین نشده است و اصولا حرف مشكلداری بیان نشده است. شاید برخی بر آن نقد داشته باشند، همانطور كه سایر سخنان ایشان و دیگران نیز قابل نقد است، اما نه اهانتی شده است و نفاقی آشكار!
برفرض توهینآمیز بودن سخنان افروغ، مشكل دوستانمان توهین به مقام معظم رهبری است؟ اتهام «نفاق» و یا آسمان به ریسمان بافتنهای اینچنینی، ناشی از عمق اعتقاد دوستان به حضرت آقا و ولایت فقیه است و یا مشكل در جای دیگری است؟
به بخشهایی از نوشته مدیر مسئول سایت تحت عنوان «11 نكته درباره پرونده یك مصاحبه جنجالی» توجه كنید:
«الف: چرا در فاصله زمانی 2ماهه بین پیروزی دكتر احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری 84 تا نهایی شدن و معرفی كابینه، نقد پررنگ و آسیب شناسی جدی از سوی عماد افروغ دیده نمیشود؟
ب: آقای افروغ در حالیكه رئیس كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی است، در اغلب حوزه ها از سیاست و اقتصاد گرفته تا سیاست خارجی و مسائل اجتماعی اظهارنظر می كنند. در طول 2 سال گذشته چه تعداد مصاحبه، یادداشت و نطق پیش از دستور علیه دولت اصولگرا به نقل از وی منتشر شده است؟ و در مقابل چه نقاط مثبتی از عملكرد دولت در حوزه های فوق مورد توجه و اشاره این نماینده مجلس قرار گرفته است؟ آیا حتی یك مورد عملكرد مثبتی و قابل دفاع در كارنامه دولت دیده نمی شود یا اینكه نباید دیده شود؟
ج: جناب افروغ، مدعی است كه در سالهای پیش از ظهور دولت اصولگرا نیز دستی بر آتش نقد داشته است. اگرچه جایگاه حقوقی وی در آن ادوار با این دوره، و طبعاً میزان اثرگذاری و ضریب نفوذ آن نقدهای احتمالی با موارد فعلی قابل قیاس نیست اما بد نیست از همان دوره نیز آماری مستند از فراوانی و محور انتقادهای عماد افروغ نسبت به دولتهای سابق، منتشر شود».
احمدینژاد جزء اصول نیست سایت رجا مطلبی كار میكند تحت عنوان «شكست دلالان؛ یخ روابط ایران و آمریكا نشكست». یك هفته بعد ـ همانگونه كه اشاره شد ـ ادعا میشود: «این طفره رفتن مستمسكی در دست جنگ طلبان حاكم در برابر گروههای داخلی «منتقد تهاجم نظامی» است برای از سر باز كردن فشارها و بازگرداندن مسوولیت ناامنی به ایران» و دوستان حامی مذاكره با شیطان بزرگ میشوند! افروغ به ناگاه منافق میشود و سوابقش افشا میشود ....
شاید یكی از دلایل چرخشهای ناگهانی و افراطهای اخیر، به دلیل حملات ناجوانمردانه چپ و راست به دولت باشد. جنگ روانی گسترده و بیسابقه علیه دولت و رئیس جمهور، دغدغه دفاع از دولت را در همهی دوست داران انقلاب ایجاد كرده است. هرچند دفاع اصولی از دولت فعلی، از وظایف هر فرد اصولگراست اما دوستانمان باید بپذیرند احمدینژاد جزء اصول ما نیست! میتوان افروغ را به خاطر نقد بیش از حد دولت و یا هر چیز دیگر نقد كرد اما نمیتوان به بهانهی یك مصاحبه و به اسم دفاع از ولایت، افروغ را متهم به «نفاق» كرد و یا پا بر روی اصول خود گذاشته و به خاطر دفاع از دولت، طرفدار مذاكره با آمریكایی شد كه به تعبیر آقا، مذاكره با آن «هم حماقت است هم خیانت».