شرق نوشت:
وزارت متبوعش رنگي بود؛ «به رنگ ارغوان.» هر جا كه «به رنگ ارغوان» بود نام «علي يونسي» وزير اطلاعات دولت «اصلاحات» هم در ميانه بود. البته اين ماجرا شايد بيربط به نحسي 13 هم نباشد.
«به رنگ ارغوان» سيزدهمين فيلم «ابراهيم حاتميكيا» بود كه چهار سال توقيف شده بود. رنگ اين توقيف با توقيفهاي سينمايي ديگر كمي متفاوت بود، يعني ارغواني بود! سال 83 اين فيلم ساخته شد و قرار بود در جشنواره فيلم فجر بيستوسوم به نمايش درآيد كه به نمايش درنيامد.
درست در آستانه انتخابات 88 «سيدجمال ساداتيان» تهيهكننده اين فيلم طي نامهاي به «محمود احمدينژاد» رييسجمهوري اسلامي ايران خواستار رسيدگي به وضعيت اكران عمومي «به رنگ ارغوان» شد. خلاصه اينكه در آن ميانه رفع توقيف اين فيلم به نام «جواد شمقدري» رقم خورد.
ماجراي «به رنگ ارغوان» دوباره و چندباره بايد مرور شود، چرا كه يك روز «شمقدري»، «به رنگ ارغوان»اش را رفع توقيف كرد، يك روز «گزارش يك جشن»اش را توقيف كرد. تازه بد نيست بدانيد اين روزها «حاتميكيا» فيلمي در جشنواره فجر دارد (البته به عنوان بازيگر) كه هنوز تكليف نمايش آن هم معلوم نيست.
شايد تا اينجاي كار شما مخاطب عزيز با اين اطلاعاتي كه در اين سطور خوانديد كمي گيج شده باشيد. اما اينها گفته شد تا به اينجا برسيم كه «علي يونسي» را وقتي در برج ميلاد ديدم تمام اين سطور در ذهنم رقم خورد. اين بار ديگر نه «يونسي» وزير اطلاعات است و نه فيلمي به دستور او در محاق توقيف.
تنها روحاني حاضر در سالن اصلي برج ميلاد نبود، اما آنقدر بودند كه شناسايي «علي يونسي» و «هادي خامنهاي» از پشت سر امكانپذير نبود. همچنان كه منتظر شروع فيلم بوديم خدمت حاجآقا رسيدم، خودم را معرفي كردم و از اين رو كه «كار نيكو كردن از پر كردن است» كارت شناسايي – خبرنگاريام را نشان دادم و نشستم و پرسيدم:
ارزيابي شما از اين روزهاي سينماي ايران چيست؟
صنعت سينماي ايران جهش خوبي داشته است. دليل اين امر هم موفقيت بينالمللي فيلم «جدايي نادر از سيمين» به كارگرداني «اصغر فرهادي» است كه يك افتخار براي جامعه هنري به شمار ميرود. با اينكه محتواي آن را ميپسندم اما فارغ از اين توانسته موفقيت بزرگي براي سينماي ايران رقم بزند و اين نشان ميدهد كه با همه محدوديتهايي كه براي اين هنر وجود دارد سينماگران ايراني توانستهاند خودشان را بالا بكشند و در حد انتظار مردم ايران و حتي يك قدم جلوتر در بازار بينالمللي هم مورد توجه قرار بگيرند. اميدوارم اين نوع موفقيتها در سالهاي آينده نيز تكرار شود.
«جدايي نادر از سيمين» نامزد دو رشته در مراسم سينمايي اسكار 84 شده است. فكر ميكنيد در اسكار چه اتفاقي براي اين فيلم رخ دهد؟
اسكار يك نهاد صنفي است با شرايط خاص خودش و اينكه ايران در اين مراسم نمايندهاي داشته باشد يك افتخار براي ايران به شمار ميرود. اين موفقيت بزرگي است. اميدوارم در آنجا هم موفق شود.
اشاره كرديد به يك نهاد صنفي سينمايي. نظر شما درباره انحلال خانه سينما چيست؟
كار اشتباهي بود كه هيچ توجيهي ندارد.
«تلفن همراه رييسجمهور»؛ فيلمي بود كه قرار بود نمايش داده شود. عنوان فيلم آنقدر كشش داشت كه رجال دعوت عوامل فيلم را اجابت كنند و به برج ميلاد بيايند. فيلم شروع شد و «يونسي» و «هادي خامنهاي» كنار هم در رديف وسط سالن نشسته بودند. البته آنقدر سريع رفتند كه فرصت نشد بپرسم حالا كه فيلم تمام شده، نظرتان چيست. درست مثل منتقداني كه سالن سينما را ترك كردند و به جلسه نقد و بررسي فيلم نرفتند و درباره فيلم سكوت كردند.
كار به جايي رسيد كه صداي «بهناز جعفري» بازيگر اين فيلم هم در آمد و گفت: «توقع داشتم فضاي اينجا با شور و حرارت باشد. اگر انتقادي شود من به نظرات احترام ميگذارم و اين انتقادها را ميپذيرم، اما انگار كسي هيچ واكنشي نشان نميدهد.»
«تلفن همراه رييسجمهور» داستان مردي است كه شغلش باربري است و قصد خريد سيمكارت و تلفن همراه دارد. دست بر قضا سيمكارتي را معامله ميكند كه گويا متعلق به رييسجمهور بوده است... .