داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

معمای دموکراسی و قدرت مردم! (2)

دکتر سید نعمت الله عبدالرحیم زاده

کد مطلب : 8570 5 اسفند 1386 ساعت 14:46

انتخابات آلمان صورت دیگری از دموکراسی و اعمال قدرت مردم را نشان می دهد. رونالد کخ، رهبر حزب دموکرات مسیحی در ایالت هسن، با مطرح کردن شعارهای داغ تبلیغاتی جنجال سیاسی به پا کرد. او تشدید مجازاتها علیه جوانان و به خصوص جوانان خارجی و تصویب قوانینی برای اخراج آنها را مطرح کرد. آنچه کخ مطرح کرد ابعاد گسترده ای داشت و قبل از انتخابات، موافقان و مخالفان به صورت مفصل پیشنهادهای او را به بحث گذاشتند. در این میان، انتخابات و رأی و قضاوت مردم تعیین کننده رد یا پذیرش او و حزبش بود. نتیجه قضاوت مردم شکست کخ و حزب دموکرات مسیحی و پیروزی احزاب رقیب را در پی داشت. 

روزنامه استاندارد، چاپ وین، انتخابات ایالت هسن را چنین ارزیابی کرد: «یکی از مهم‌ترین پیام‌های انتخابات آلمان بی‌شک این است: کسی که با تحریک و بدگویی در پی کسب رای است ... با مجازات بیرحمانه رای‌دهندگان روبرو می‌شود. چون مردم کاملا در موقعیتی هستند که می‌توانند تفاوت قائل شوند میان کسی که موضوعی را واقعا با خلوص نیت مطرح می‌کند و کسی که فقط به خاطر بدست آوردن رای بیشتر حرف می‌زند». 

انتخابات در این نظام به معنای قضاوت مردم است و به این گونه مردم قدرت خود را اعلام می کنند. از سوی دیگر، این انتخابات تنها موضوع ایالتی نبوده بلکه
برخلاف نظام آمریکایی، قدرت در دموکراسی آلمان هم متکی بر رأی و نظر مردم است و هم در ساختار آن امکان تحقق عقیده ای متفاوت با دیگر عقاید متداول وجود دارد و بروز و تحقق آن ممکن است. عدم امکان انسداد سیاسی نکته قابل توجه در این ساختار است.
در کل نظام سیاسی آلمان تاثیرگذار است. روزنامه آلمانی هندلزبلات، چاپ دوسلدورف، در باره انتخابات ایالتی هسن و نیدرزاکسن نوشت: «آلمان را باید با چشمی تازه نگاه کرد. زمین‌لرزه انتخابات ایالتی در هسن و نیدرساکسن لایه‌های سیاسی آلمان را به حرکت درآورده است. نیروی عظیمی از جریان چپ دیده شد». 

قدرت مردم در این انتخابات به صورت مستقیم و نه توسط طبقه محدودی اعمال شد. نکته درخور توجه این است که اعمال مستقیم قدرت مردم در ساختاری انجام می گیرد که بسته نیست و امکان ظهور عقیده جدید در آن نهادینه شده است. ظهور حزب تازه تاسیس چپ در آلمان تصدیقی بر این مدعا است. 

حزب چپ آلمان از اتحاد بهار گذشته میان بخشی از نیروهای خارج شده از حزب سوسیال دمکرات با حزب سوسیالیسم دمکراتیک (حزب آلمان شرقی سابق) به وجود آمده است. نکته مهم در ساختار سیاسی آلمان امکان تشکیل حزب است که در عمل می تواند به قدرت راه یابد، آن هم در زمانی کوتاه مدت. 

برخلاف نظام آمریکایی، قدرت در دموکراسی آلمان هم متکی بر رأی و نظر مردم است و هم در ساختار آن امکان تحقق عقیده ای متفاوت با دیگر عقاید متداول وجود دارد و بروز و تحقق آن ممکن است. عدم امکان انسداد سیاسی نکته قابل توجه در این ساختار است. 

انسداد سیاسی به دو گونه در ساختار یک نظام سیاسی به وجود می آید. وجه نخست در نظامهای تمامیت خواه است که از اساس هر گونه عقیده و فعلیتی جز فعلیت حاکم منتفی است و هیچ راه قانونی برای فعالیت متفاوت با آنچه حاکمیت اعمال می کند، وجود ندارد. انحصار قدرت و عمل سیاسی در چنین نظامی ناشی از قانون و نهادهای پاگرفته از آن است. در واقع، این نفس ساختار سیاسی است که راه بر هر تحول و تنوعی در فعالیت سیاسی را بسته است. چنین ساختاری در نظامهای تک حزبی همانند عراق زمان صدام حسین به خوبی قابل مشاهده است. 

وجه دوم
برگذاری انتخابات به هر صورت و حتی رقابتی بودن آن نمی تواند ملاک درست و دقیقی برای تحقق قدرت مردم و وجود یک نظام مردم سالار باشد. در واقع، تصوری از آن گونه دموکراسی که نظام آمریکایی مدعیش است بیشتر در جهت تحریف دموکراسی و برای تحکیم انسداد ذاتی سیاسی موجود در آن به کار می آید.
انسداد سیاسی نه به واسطه قانون یا ساختار ادعایی نظام سیاسی به وجود می آید، بلکه در عمل و به واسطه سایه هایی پیش می آید که در خفا قدرت را در انحصار خود گرفته اند. در چنین نظامی، اصل مفروض وجود تنوع و تحول در فعالیت سیاسی است و قانون و حتی نهادهای برخاسته از آن نیز چنین فرضی را تایید می کنند، اما همان قانون و نهادها در انحصار سایه های قدرت بوده و در عمل، انحصار طلبی به صورت پنهانی راه را بر تنوع و تحول واقعی و عینی بسته است. 

راه یافتن نمایندگانی به مجلس ایالتی از حزبی که تنها یک سال از عمرش گذشته است گواه بر باز بودن باب فعالیت سیاسی در آن نظام است. نتایج انتخابات در دو ایالت هسن و نیدرساکسن و پیروزی حزب چپ آلمان موید همین نکته است. این امر همان چیزی است که در مورد تحقق واقعی قدرت مردم اهمیت بنیادین دارد.
قدرت مردم در جایی معنای واقعی خود را پیدا می کند که نه تنها مردم با رأی خود بتوانند در مورد عملکرد نظام سیاسی قضاوت کنند، بلکه این امکان نیز برای آنان وجود داشته باشد که در ساختار سیاسی حضور فعال و تاثیرگذار داشته باشند. به عبارت دیگر، هنگامی می توان گفت یک نظام سیاسی متکی بر قدرت مردم است که هم مشروعیت اعمال آن بنابه رأی مردم باشد و هم امکان ورود به آن ساختار برای مردم وجود داشته باشد. 

بنابر این، برگزاری انتخابات به هر صورت و حتی رقابتی بودن آن نمی تواند ملاک درست و دقیقی برای تحقق قدرت مردم و وجود یک نظام مردم سالار باشد. در واقع، تصوری از آن گونه دموکراسی که نظام آمریکایی مدعیش است بیشتر در جهت تحریف دموکراسی و برای تحکیم انسداد ذاتی سیاسی موجود در آن به کار می آید. 

مسئله ای که در انتخابات پیش رو در ایران به ذهن خطور می کند این است که انتخابات به کدامیک از معانی فوق انجام می گیرد. از یک سو دیده می شود که برخلاف نظام آمریکایی، انحصار طلبی حزبی در ایران وجود ندارد و تنوع و تعدد قابل ملاحظه احزاب به چشم می خورد. این تعدد به
دکتر علی لاریجانی در مصاحبه ای با خبرنگاران عدم وجود انظباط سیاسی در احزاب را بیان کرد. موضوع انظباط سیاسی که به صورت مستقیم موجودیت احزاب و چگونگی فعالیت آنها را به زیر سؤال می برد، موضوعی اساسی است که خلاء آن در جریان انتخابات بهتر آشکار می شود.
گونه ای است که گروههایی تحت لوای یک جریان سیاسی ظاهر می شوند، تبلیغات می کنند و حتی کاندیداهای خاص خود دارند اما حزبی رسمی نیستند. در واقع، در ایران تعدد احزاب به صورتی است که به سختی می توان تفاوت بین حزب و شبه حزب را تشخیص داد. 

از سوی دیگر و برخلاف دموکراسی آلمانی، احزاب در ایران نه تعریف و نه اصول مشخصی دارند و حتی از فعالیت متداول حزبی نیز برخوردار نیستند. این احزاب همانند رگبارهای موسمی عمر فصلی دارند و تنها در ایام انتخابات ظاهر می شوند. جالب توجه است که فعالیت سیاسی آنها نیز مشابه همان رگبارها تند و سریع و گسترده است و به مجرد تمام شدن انتخابات و برطرف شدن ابرهای انتخاباتی به پایان کار خود می رسند. علاوه بر این مطالب، نکاتی دیگر نیز در مورد این احزاب می توان گفت. به نظر می رسد حتی احزاب رسمی فعال در موسم انتخابات بیش از شبه و شبح یک حزب چیز دیگری نیستند. 

دکتر علی لاریجانی در مصاحبه ای با خبرنگاران عدم وجود انظباط سیاسی در احزاب را بیان کرد. موضوع انظباط سیاسی که به صورت مستقیم موجودیت احزاب و چگونگی فعالیت آنها را به زیر سؤال می برد، موضوعی اساسی است که خلاء آن در جریان انتخابات بهتر آشکار می شود. 

نکته قابل ذکر این است که انتخابات در ایران ضرورت توجه به این مسئله و بررسی ابعاد آن را نمایان می کند. در حقیقت، رشد و توسعه سیاسی در ایران که بنیاد هر گونه توسعه ای را تشکیل می دهد، متکی بر خودآگاهی سیاسی است و این امری است که مرحله به مرحله به وجود می آید. اذعان به خلاء انضباط سیاسی دلیلی بر خودآگاهی بر آن نیست و نباید انتظار عملکردی مبتنی بر آن را داشت و چه بسا که مدعی آن عملی در تناقض با آن انجام دهد. 

خودآگاهی سیاسی و انظباط برآمده از آن امری است که در درازمدت و در نقد و نظرها و عملکردهای متقابل متحقق می شود، اما مهم آن است که این فرایند بتواند در نهایت به تحقق آزادی و اراده ملی بیانجامد.
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين