داخلی  »  وبلاگها  »  سياسی

دال شناور شانزدهم آذر

عباس كاظمي

کد مطلب : 5429 21 آذر 1386 ساعت 14:41
عباس كاظمي عضو هيئت علمي گروه ارتباطات دانشگاه تهران در یادداشت خود روز 16 آذر را از نظر نمادین برای گروه های مختلف مورد بررسی قرار داده است:

دال شناور شانزدهم آذر

شانزدهم آذر آنگونه که در نظام زبانشناسانه سوسوری فرض می شود یک نشانه (یک دال برای یک مدلول واحد)نیست. شانزدهم آذر نظامی از نشانه هاست. مدلولهای مختلفی در اینجا درکارند که هریک می توانند نشانه های مختلفی بیافرینند.
 
بنابراین شانزدهم آذر خود به تنهایی نظامی از نشانه هاست. نمی توان باور کرد که دیگر امروز یک نشانه از این روز استنباط شود. 

وقتی که تلویزیون با افتخار از این روز یاد می کند گذشته « ستم شاهی» به تصویر کشیده می شود تاریخ فقط در یک لحظه آن به یاد آورده می شود: مسافرت نیکسون و اعتراض و شهادت دانشجویان. بی آنکه پرسیده شود این دانشجویان شهید چه می گفتند و خط و ربطشان چه بود.
 
نشانه شهید خود به تنهایی برای کمک به نوعی اسطوره سازی و تسخیر چنین رخدادی کافی است. 

وقتی فلان تشکل سیاسی این روز را گرامی می دارد می خواهد گذشته انقلابی و تعهد به نظام انقلابی را به یاد بیاورد واز طریق چنین نشانهِای شعار « میثاق مجدد» را سر دهد. 

تشکل دانشجویی دیگر از این نشانه استفاده می کند و تاریخ را نه به صورت منقطع بلکه در زمانی می بیند. 

در اینجا صرفا تاریخ مرور نمی شود بلکه چیزی جدید ساخته می شود. کلمه دانشجو, ستم، شهادت، شانزدهم آذر در نظام گفتمانی دیگری بازتولید می شود تا جهت حرکتهای رهایی بخش دانشجویی توانی جدید به ارمغان آورد. 

همین روز برای مخالفین خارج از کشور نشانهِای متفاوت است. آنها تاریخ مبارزه را در زنجیره ای پیوسته و دامنه دار معنا می کنند. تاریخ در اینجا دالانی طولانی تر را می پیماید و هنوز به پایان نرسیده است.

شاید بنظر رسد شانزدهم اذر یک تناقض را نشان می دهد چرا که همه گروههای نامتجانس را گرد هم می آورد( همه از طریق به یاد آوردن این روز ایدئولوژِی خود را فربه می کنند) اما چنین تناقضی وجود ندارد چرا که در این انسجام تظاهری شکافهای پرناشدنی از نشانه ها یافت می شود. نظام نشانه ها در اینجا به ضد هم عمل می کنند. 

هریک در پی تصاحب کانون معنایی اند تا نشانه خود را در مرکز جای دهند و معنای مورد نظر خود را به عنوان معنایی(مدلولی) اصلی معرفی کنند. هنر ماندگاری این رخداد همین است که در چنگ معنایی واحدی نمی آید. چونان دیگ پر از آب برسر آتش می جوشد و معانی از آن سرریز می شود.
 
کسی چه می داند شاید این رخداد باید هنوز به عنوان منبعی زایا برای نسلهای بعدی باقی بماند تا از آن نشانه ها بسازند و معانی خود را بار کنند و به تعبیر دریدا چونان «شطرنجی بی انتها» صرفا باید بازی را نگاه دارد تا از خلال آن سخن گفته شود.
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين