کامران باقری لنکرانی، به عنوان سخنگوی رسمی جبهه پایداری، هفته ی گذشته در دانشگاه شاهد حاضر شد تا اولین نشست خبری خود را انجام داده باشد.
بنابر عادت معمول، او جلسه پرسش و پاسخ با خبرنگاران را با بیان مقدمهای در مورد چگونگی شکلگیری جبهه پایداری آغاز کرد که این موضوع، بعد به صورت مفصلتری تکرار شد.
به نظر عجیب میآید که سخنگوی یک جبهه سیاسی چندین ماه بعد از شکلگیری جناح خود و با وجود بحث ها و ابهام های بسیاری که در این مدت پیش آمده، در اولین نشست خبری باز از پیشینه تاریخی و چگونگی شکلگیری جناح سیاسی خود بگوید. شاید سخنگوی جبهه پایداری خواسته تا در اولین نشست خبری خود اعلام موضع کند اما باید گفت که این مقوله به طور معمول با یک مانیفست یا بیانیه سیاسی انجام میشود که یک جریان سیاسی با آن هم اعلام وجود میکند و هم دلایل به وجود آمدنش را بیان میکند تا آن که موضع سیاسی و تفاوت با دیگر جناحهای سیاسی روشن شود.
گذشته از این مسئله، لنکرانی در جلسه خود به جای شفافسازی در مورد مواضع جبهه پایداری، بیشتر به مسائلی پرداخت که طی اخیرا به وجود آمده و سعی کرد تا به نحوی رفع ابهام کند. از این جهت، میتوان جلسه او را بیشتر یک نشست توجیهی نامید که او در آن تلاش به توجیه اتفاقات گذشته داشت. بدین ترتیب، وی، به اعلام مواضع جبهه پایداری نسبت به انتخابات پیش رو نپرداخت.
از موضوعات بحثبرانگیزی که در هفتههای اخیر پیش آمده بود یکی به فهرستهای انتخاباتی مربوط میشد و دیگری به بولتن 80 صفحهای و معلوم بود که این دو موضوع در این جلسه مطرح شود و لنکرانی هم آماده بود تا در مورد این دو موضوع حرفی بزند.
ارائه فهرست جبهه پایداری از این جهت محل بحث شده که معلوم نیست وجه تمایز و اشتراک این فهرست با فهرست جبهه متحد اصولگرایان در چه چیزی است. بعد از انتشار خبر مربوط به قرار گرفتن نام حداد عادل در سرفهرست جبهه پایداری مشخص شد که این جبهه ابایی ندارد تا در فهرست خود برخی از اشخاص جبهه متحد اصولگرایی را هم وارد کند و به این دلیل بود که بحث فهرست مجزا و مشترک پیش آمد.
شاید آقای حدادعادل دوست داشته باشد نامش در چند فهرست باشد اما روشن است که اگر یک جریان سیاسی، معتقد به شناسنامه سیاسی خاصی برای خود است و به این دلیل حاضر به ائتلاف با جریان دیگری نیست، باید فهرست انتخاباتی آن هم خاص باشد و استفاده از نام فهرست جناح دیگر نمیتواند امری مقبول باشد. به همین علت بود که منوچهر متکی از شجاعت سیاسی سخن گفت که به نظر وی، باید یا شجاعت فهرست مشترک یا شجاعت فهرست مجزا در کار باشد.
لنکرانی از قطعی شدن اسامی 130 نفر در مجموع کاندیداهای جبهه پایداری سخن گفت که به گفته وی در بین این اسامی تعدادی با جبهه متحد اصولگرایی مشترک هستند. از این حرف او معلوم میشود که به غیر از حداد عادل باید انتظار اسامی مشترک بیش از این را داشت و مقوله شجاعت مورد نظر متکی در این بازی جایی ندارد و فهرست جبهه پایداری ترکیبی از
تمایز و اشتراک با جبهه متحد اصولگرایی خواهد بود.
قرار گرفتن نام یک کاندیدا در چند فهرست امر تازهای نیست و جبهه پایداری از این جهت بنابر عادت پیشین رفتار میکند تا آن که با قرار دادن نام چند چهره از طرف مقابل در فهرست خود بتواند یاران خود را هم وارد بازی کند و شانس موفقیت آنان را بالا ببرد، اما آیا میتوان توجیهی برای این عمل داشت؟
لنکرانی در نشست خبری اسامی مشترک فهرستهای دو جبهه را تایید کرد اما دلیل اشتراک و امتیاز این دو فهرست را روشن نکرد و تنها با گفتن احترام به عقاید دیگران و اخلاقیات و لزوم رقابت برای بالا بردن مشارکت سعی به توجیه عمل جبهه خود در استفاده از اسامی مشترک با جبهه متحد اصولگرایی داشت. آیا جبهه پایداری برای بالا بردن میزان مشارکت و ایجاد فضای رقابتی، فهرست مجزا اعلام میکند؟
هر چند که لنکرانی به این امر استناد کرده اما بعید است که این جبهه بتواند به این وسیله تاثیر قابل توجهی برای بالا بردن میزان مشارکت داشته باشد چرا که پایگاه اجتماعی آن نه مجزا از جبهه متحد است و نه به توان آن میرسد. مقوله احترام به عقاید دیگران هم که نمیتواند جوابی به این رفتار جبهه پایداری باشد و بیشتر یک لفاظی است که وقتی دلیلی برای عمل سیاسی نباشد به کار میآید. بنابر این، سخن او به جای جوابگویی و شفافسازی، بیشتر توجیهی برای اقدام جبهه پایداری بود و معلوم است که توفیق فهرست این جبهه میتواند هزینهای داشته باشد که کل جریان اصولگرایی باید تاوان آن را بدهند.
مسئله بولتن 80 صفحهای در روزهای اخیر سر و صدایی به پا کرده است. در این بولتن، طی یک اقدام ضد اخلاقی، مطالبی به دروغ به ایت الله خوشوقت نسبت داده شده است.
لنکرانی در این نشست به صراحت گفت که «ما این بولتن را چاپ نکردیم». با وجود آن که او این حرف را زد و حتی خواست بولتن را به نحوی به یکی از سایتها منتسب کند که مرتبط به جبهه پایداری نیست، اما این را هم گفت که بولتن «موضعگیری اشتباهی هم نبود». این نحو سخن لنکرانی در مورد بولتن را میتوان یک بازی دوگانه دانست به نحوی که او در عین رد انتساب آن به جبهه اش، محتوای آن را تایید میکرد.
او با این نحو حرف زدن، اصل مسئله و نحوه ارتباط بولتن با جبهه پایداری را مسکوت گذاشت و پاسخی به اتهام ارتباط آن به این جبهه نداد. پیش از این جلسه، حمایت روزنامه 9 دی و سایتهای مرتبط به جبهه پایداری از این بولتن باعث شده بود تا اصل ارتباط آن با جبهه پایداری در اذهان تقویت شود و میتوان گفت که با توجه به این دست حمایتها بود که لنکرانی نمیتوانست یا نمیخواست محتوای آن را تایید نکند اما از طرف دیگر، او نمیتوانست ارتباط آن را با جبهه تایید کند چون هم محتوای تخریبی و دروغ پردازانه ی بولتن و هم پیامدهای آن برای جبهه پایداری مفید نبود. از این رو، او از یک طرف چاپ آن از سوی جبهه پایداری را رد کرد و از طرف دیگر، محتوای آن را تایید کرد تا آن که مسئولیت بولتن و پیامدهای آن به دوش جبهه پایداری نیافتد اما در عین حال مطالب آن از منظر جبهه تایید شود.
او رفتاری مشابه این را در اظهارنظرش در مورد آیت الله کنی انجام داد. او تایید کرد که ایشان از شخصیتهای اثرگذار در انقلاب اسلامی است و اظهار ارادت نسبت به ایشان داشت اما بعد به دو نکته اشاره کرد که در دومین نکته گفت؛ «ما در این منازعات سیاسی و رقابتهای انتخاباتی نباید طرف مقابل خود را از دین و ایمان بری بدانیم».
معلوم نیست که منظور او از بیان این نکته مربوط به چه کسی میشد اما ذکر این نکته بعد از تجلیل و احترام به آیت الله کنی به صورت طبیعی سوالبرانگیز است. در واقع، سخنگوی پایداری با وجود احترام به ایشان، تلقی انتقادی خود را نسبت به وی حفظ کرد و همانند مقوله فهرستهای انتخاباتی و بولتن 80 صفحهای، سخنان او در این مورد هم بیشتر از آن که گویای موضعگیری صریح او و جبهه پایداری در مورد آیت الله کنی باشد، به گونهای بود تا هم از بار منفی تخریب آیت الله دوری شود و هم همان تلقی انتقادی حفظ شود.
از بررسی این موارد روشن میشود که لنکرانی در نشست خبری حاضر شد تا جلسهای توجیهی در مورد وقایع پیش آمده داشته باشد اما جدای از ادعاها و کلیگوییهای معمول، چیز دیگری برای ابهامزدایی از عملکرد شک بر انگیز چند ماهه جبهه پایداری بر زبان نراند.