داخلی » يادداشت » فرهنگی هنری
آدم شویم (3)
در محضر مرحوم علامه کرباسچیان
3 مهر 1387 ساعت 14:16
بسم الله الرحمن الرحیم
(نامه 2)
فرزند عزیزم، سلام علیکم، امیدوارم که خوش و خرم باشی.
نامه ات رسید. بسیار خوشحال شدم .از درگاه ایزد متعال سلامت و توفیق تو را خواستارم. گفته بودی چیزی بنویسم؛ حقیر قابل نیستم؛ ولی برای خالی نبودن عریضه، توجه ات را به این شعر جلب می کنم؛
لیس من مات فاستراح بمیت انما المیت میت الاحیاء
انما المیت من یعیش کئیبا کاسفا باله قلیل الرجاء
(هر که از رفت و راحت شد مرده نیست؛ بلکه مرده، مرده ی زنده هاست- یعنی کسی که در بین زندگان باشد ولی در واقع روحش مرده است- مرده آن است که با حزن و اندوه زندگی می کند و دل گرفته و ناامید است.)
آری، کسی که افسرده است و نشاط روح ندارد، مرده است. زندگی یعنی شادی و زنده دلی . راه به دست آوردن نشاط چیست؟
دل هایی که سامان گرفته اند، دیگر بازیچه حادثه ها نمی شوند و بحران نمی بینند.
عزیزم، خیلی در این جمله فکر کن و سعی کن تا دلت سامان بگیرد. ممکن است بگویی: چه کنم؟ پاسخ این است که :
(( باید از گم شدن)) و ((کم شدن )) نترسی. گم شدن برای تو معنی ندارد( چون به بقای روح عقیده داری و می دانی که مرگ برای انسان نیست) ؛ اما شاید از کم شدن بترسی که در این صورت باید این ترس را از وجودت برطرف کنی. اگر موفق شدی ، تمرکز می آید و مثل ذره بین- که اشعه خورشید را جمع می کند- منشا اثر خواهی شد.ممکن است بگویی: حالا هم وجودم منشا اثر است. آری ،همین طور است؛ ولی بعد از تمرکز خواهی دید که اثر بخشی ات چندین برابر شده است.
راستی، چه باید کرد که از کم شدن نترسیم؟ به این شعر توجه کن:
از ننگ چه گویی؟ که مرا نام ز ننگ است وز نام چه پرسی؟ که مرا ننگ ز نام است
فهمیدن این شکر مشکل و پیاده کردنش بسیار مشکل تر خواهد بود. اگر بشر به جایی برسد که به نام و ننگ توجه نداشته باشد و از کم شدن نترسید، محل تجلی انوار الاهی می شود. آری دیو چو بیرون رود، فرشته در آید و غیر از این هم راهی ندارد.
مدح و ذم ات گر تفاوت می کند بتگری باشی که او بت می کند
سعی کن که از این مرحله هم بگذری و به صورت مدح کنندگانت خاک بپاشی. مولا علیه السلام می فرماید: (( احثوا فی وجوه المداحین التراب)) ( به صورت آن ها که بی جهت اشخاص را ستایش می کنند ، خاک بپاشید.)
و در دعای کمیل عرض می کند: ((... ان تجعل اوقاتی من اللیل و النهار بذکرک معموره)) ( و تمامی اوقات شب و روز مرا به یادت آبادگردان.)
آیا کسی که مدح و ذم مردم در نظرش فرق می کند و از نام و اسم و رسم و این مزخرفات ننگ ندارد، ممکن است به این مقام برسد؟!
این یک دو دم که دولت دیدار ممکن است دریاب کام دل که نه پیداست کار عمر
خدا نگهدارت باد