
ایران، مستعمره دارویی آلمان!
6 آبان 1386 ساعت 13:08
سعید حاتمی در آخرین یادداشت خود در وبلاگش با عنوان "وابستگی دارويی" به موضوع تولید و مصرف دارو در کشورهای آلمان و ایران پرداخته و نوشته است:
«سالهاست مفهوم استعمار از پياده کردن ارتش در سرزمين بيگانه و اشغال آن، تغيير يافته. هرچند هنوز هم میبينيم حکومت ايالات متحده از اين روش برای اشغال کشورها استفاده میکند، ولی به باور من آنها اهداف استعماری بالاتری از اشغال خاک و زمين دارند.
در تعريف امروزی استعمار يعنی، تسلط زيرکانه بر منابع باارزش کشورهای ديگر. و جالب اينجاست اگر به روابط کشورها دقت کنيم، هر کشوری که بيشتر دم از استقلال و عدم وابستگی میزند، به راحتی منابع و منافع خود را در اختيار ديگران قرار میدهد؛ زيرا در دنيای امروز استقلال اقتصادی و علمی معنی ندارد و کسيکه چنين شعاری میدهد، حتماً برای پوشش ضعفهای خود است.
کشور آلمان صنعتیترين کشور اروپايی است و بيشترين ميزان صادرات صنعتی (غير مواد خام) در دنيا را داراست. مسلماً شرکتها و کارخانههای آلمانی برای ادامه حياط خود احتياج به بازارهای جديد دارند. از طرفی چند سالی است کشور چين خود را به عنوان رقيبی جدی برای توليد انواع کالاها، مطرح کرده. همين امر باعث شده رقابت در بازار شديدتر شود و صادر کنندگان متوسل به ترفندها و بازیهای زيرکانه شدهاند.
نمونههای جالبی از اين بازیها در روابط اقتصادی ايران و آلمان وجود دارد که احساس میکنم بايد مطرح شوند.
يکی از اصلیترين صنايع آلمانی، صنعت شيمی و دارويی آن است که شرکتهايی مانند Bayer يا BASF در دنيا شناخته شده هستند. اکثر داروها برای اولين بار در آلمان توليد شدهاند، مثلاً قرص ضدبارداری که توسط شرکت برلينی Schering برای اولين بار توليد شده که جديداً اين شرکت را شرکت Bayer خريده. قرص آسپرين هم شناخته شدهترين و اصلیترين توليد شرکت باير است.
جالب است بدانيد ترکيب اولين قرصهای آسپرين همان مادهی مخدر هرويين بود که بعد از سالها که متوجه اعتيادآور بودنش شدند، ترکيب قرص آسپرين را عوض کردند و پس از آن هرويين به عنوان مادهی مخدر و ممنوع شناخته میشود.
نکته بسيار مهم، قوانين و محدوديتهای سختگيرانه استفاده از دارو و مواد شيميايی در داخل آلمان است. مثلاً دارويی که کشف میشود؛ يعنی بعد از آزمايشات زياد روی حيوانات آزمايشگاهی و اطمينان از موثر بودنش، بايد به مدت ده سال روی افراد محدودی آزمايش شود تا پس از آن، اجازه فروش و استفاده در آلمان داده شود. اين مسأله در مورد کودهای شيميايی و اصلاحات گياهی هم صدق میکند.
تا همين سال قبل ميلادی، فروش محصولات گياهی که نژادشان ژنتيکی اصلاح شده، در آلمان ممنوع بود و از امسال فقط با درج مشخص اين نکته روی بسته بندیها، اجازه فروش پيدا کردهاند.
علاوه بر اين سختگيریهای دولتی، اغلب پزشکان آلمانی به ندرت برای بيماران خود دارو تجويز میکنند. يکی از دوستان ايرانیام که اخيراً شديد سرما خورده بود تعريف میکرد که هر چه به پزشکم التماس کردم تا داروی پنیسيلين برايم تجويز کند تا زودتر خوب شوم، نپذيرفته بود و تنها بخور دادن و نوشيدن چای بابونه را روش مناسب برای بهبود میدانست.
با اين توضيحات آيا عجيب نيست کشوری که در آن مصرف دارو اينقدر کم است، بزرگترين کارخانههای دارويی را داراست؟ و عجيبتر اين است، وقتی میشنويم مصرف سرانه دارو در ايران، بيش از سه برابر ميانگين جهانی آن است و ايرانيان بيشترين دارو را در دنيا مصرف میکنند.
اگر دولت برای اين فاجعه کاری میکرد، میگفتيم حتماً در راستای شعار عدم وابستگی خود، تلاش میکند. ولی تأسفانگيز اينجاست برای نمايش پرستيژ ملی و ايرانی، ترکيبات دارويی که برای درمان ايدز يا سرطان در کشورهای دیگر دنيا در حال آزمايش بر روی حيوانات آزمايشگاهی هستند، شتابزده به عنوان کشفيات دانشمندان جوان ايرانی معرفی میکند و به خورد بيماران از همه جا بیخبر میدهد.
وقتی کارخانههای داروسازی ايران دچار رکود هستند، میبينيم داروخانههای ايران پر از داروهای آلمانی است که مطمئناً بسياری از آنها در آلمان اجازه عرضه شدن را ندارند.
نمونه از اينگونه پروپاگانداهای ملی و اولينهای ايرانی زياد است. چند سال پيش در بوق و کرنا کردند که فلان عمل جراحی برای اولين بار توسط فلان پزشک در ايران انجام شده. دستيار آن دکتر میگفت در عرض چند ساعت پس از اعلام اين خبر، بيش از ده هزار نفر درخواست اين عمل را کرده بودند. جالب اينجاست چنين عملی در اروپا و آمريکا ممنوع است و دليل اولين بار بودن آن همين است، نه نبوغ آن پزشک وطنی. »
کد مطلب: 3375
آدرس مطلب: http://www.fararu.com/vdcj.aetfuqetisfzu.html