کدام قله؟ کدام اوج؟

ایرج توسی

11 تير 1386 ساعت 18:06


از آن روزی که وب سایت انتخاباتی اصولگرایان اصلاح طلب، با نام "شهر زندگی" نام کسانی چون بیادی و کاشانی را به همراه دیگر نامزدهای این ائتلاف در صفحه اول خود قرار داده بود چند ماهی بیش نگذشته بود که شهردار تهران معنای سخن کسانی که این گونه ائتلاف ها را شکننده و غیر قابل اعتماد می خواندند را درک کرد. حتی هنوز سال جدید آغاز نشده بود که بعضی منتخبانی که با حمایت اصولگرایان اصلاح طلب و به مدد تابلوی شهرداری قالیباف در انتخابات شورای شهر پیروز شده بودند، با چرخش هایی بعضا به گستردگی صد و هشتاد درجه، نه فقط به این جریان پشت کردند، بلکه با قرار و مدارهای پنهان و آشکار با شکست خوردگان این انتخابات، آنچنان در جهت خواسته های آنان حرکت کردند که چنان می نمود که آنان پیروز انتخابات پیشین شده و اکثریت شورای شهر تهران را بدست دارند! 

آنها چنان در این راه پیش رفتند که همدلی و تعامل اصلاح طلبان در این شورا، بسیار بیشتر از اعضایی بود که خود را اصولگرا می دانستند، اما کاملا در خلاف جهت منافع اصولگرایان اصلاح طلب و حتی بعضا منافع ملی حرکت می کردند.

اما به هر تقدیر و با هر سختی، قالیباف علیرغم تمام کوشش ها، شهردار تهران ماند و گویی باز این ماجرا که باید درس عبرت بزرگی باشد برای قالیباف و جریانی که فعلا وی شاخص ترین شخصیت آن است (اصولگرایان اصلاح طلب) دوباره خود را پیروز میدان می پندارند و بجای چاره جویی برای موقعیت های اینچنینی، به کار خود مشغولند و احتمالا برای انتخابات بسیار مهم امسال، در تدارک برنامه معقولی نیستند.

واکاوی دلایل پنهان حقیقتی که امسال با انتخاب شهردار خود را نشان داد، بخشی از آسیب شناسی اصولگرایان اصلاح طلب به طور عام، و اطرافیان قالیباف به صورت خاص است. این گروه که از یک طرف با کارآمدی و تکنوکراسی از سایر اصولگرایان و از سوی دیگر با اعتماد نظام و لایحه های مذهبی جامعه از اصلاح طلبان شاخص شده اند؛ در عین حال دو ضعف این دو طیف را، به طور توامان دارایند: 

1- اصولگرایان اصلاح طلب همچون سایر اصولگرایان، به ویژه طیف هوادار احمدی نژاد، از حضور مداوم و موثر تئوریسین های جوان و آشنایی با زبان جهانی سیاست ورزی کم بهره اند. در مقابل بازوان ستبر و دستان ماهر، مغز این جریان چندان رشدی ندارد و این خود را در موضوعات مهمی چون ابداع گفتمان جدید، جریان رسانه ای و جذب نخبگان –که اصلاح طلبان هنوز در آن پیشتازند- نشان داده است. این ضعف بزرگ، مانع از جذب و پرورش نیروهای جوان و وفادار در یک "سیستم منسجم و متعیّن" شده و در نتیجه، نمی تواند با نیروهایی وفادار، تازه نفس و "توجیه شده" در یک انتخابات به طور ساخت یافته شرکت کند و نتایج قابل قبولی بدست آورد. 
این ضعف باعث می شود تا در مواقعی چون انتخابات شورای شهر 85، تا چند روز مانده به آغاز فعالیت های انتخاباتی، سران این جریان، نگران از نداشتن نامزدهایی مطلوب، به دنبال چانه زنی با شخصیت هایی باشند که نه تنها از لحاظ فکری چندان اشتراکی با ایشان ندارند بلکه به تعهدات ایشان هم اعتمادی نیست. به عبارت دیگر کسانی از سوی اصولگرایان اصلاح طلب به عنوان نامزد معرفی می شوند و روی آنها هزینه می شود که "آدم آنها نیستند" و طبیعتا با کوچکترین تضاد منافعی و یا حتی به صرف وعده و وعید جناح مقابل، به اینسو پشت می کنند. چیزی که بر سر انتخاب شهردار تهران به وضوح دیده شد. 

2- اصولگرایان اصلاح طلب از همان تشتت آرا و عدم اعتماد به نفسی برخوردارند که اصلاح طلبان همواره از آن رنج برده و قدر و قدرت میلیون ها رای را بواسطه آن هدر دادند. اینان هر چقدر که در کارهای اجرایی قاطع و کارایند، در عوض در حوزه سیاست ورزی متزلزل و نامطمئن هستند. واقعیت این است جریانی با این بزرگی باید بسیار شفاف تر و صریح تر از اینی که مشهود است در مورد سیاست های کلان نظام، نظیر مساله هسته ای، حقوق شهروندی، آزادی بیان و مطبوعات، مسایل اقتصادی و معضلات فرهنگی موضع گیری کند. 
اما این جریان هر چند که رسانه های مناسبی هم در اختیار دارد اما در این مقولات و مصداق های متعدد آن ها موضعی خنثی و حداکثر محافظه کارانه داشته است. هرچند که می توان این را با "پرهیز از ورود به جنجال ها و درگیری های بیشتر در درون نظام" توجیه کرد، اما نباید این واقعیت را از نظر دور داشت که اولا در بسیاری و بلکه همه این موارد اختلاف نظرهای این جناح با بقیه جناح های فکری و سیاسی، از دایره نظام عبور نمی کند که عدم این پرهیز ضرری برای نظام داشته باشد و ثانیا همین اختلاف آرا و خط کشی هاست که به یک حزب یا گروه بزرگ "تعین" داده و مردم را به "انتخاب" نامزدهای آنها ترغیب می کند. این شاید آن نکته مهمی باشد که "مدیران اجرایی"ای چون قالیباف آن را در منظومه "فعالیت های سیاسی" درک نکرده اند یا به آن بها نمی دهند.

بعید است بدون شناسایی آسیب هایی از این دست و تلاش جدی و سریع برای رفع آنها، این طیف قادر باشند در انتخابات مجلس امسال به نتایج مطلوبی دست یابند. در غیر اینصورت اگر هم نامزدهایی با تابلوی "اصول گرای اصلاح طلب" به مجلس راه یابند در نهایت و در مواقع سخت کارکرد آنها برای این جریان از حد آنچه بیادی و کاشانی انجام دادند فراتر نخواهد رفت!



کد مطلب: 310

آدرس مطلب: http://www.fararu.com/vdchtvnxd23nz.ft2.html

پايگاه خبری تحليلی فرارو
  http://www.fararu.com