احمدی نژاد رئیس‌جمهور ایران است، دست کمش نگیرید!»

محمود فرجامی

29 مهر 1386 ساعت 10:11


بلاگر «باران در دهان نیمه باز» در پست جدید وبلاگش نامه ای خطاب به ابراهیم نبوی طنزنویس منتشر کرده است. محمود فرجامی در این یادداشت با عنوان «احمدی نژاد رئیس‌جمهور ایران است، دست کمش نگیرید!» نوشته است:

آقای نبوی عزیز
مدتهاست که احساس می کنم شما در تحلیل از وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران دچار برخی سوء تفاهم هایی هستید و بنابراین تصویر نادرستی را برای مخاطبان تانِ انبوهتان ترسیم می کنید که اوج این سو تفاهم ها، در مطالبی که شما درباره آقای محمود احمدی نژاد، رییس جمهور ایران، می نویسید وجود دارد. به عنوان یکی از خوانندگان پر و پا قرص مطالب شما، اجازه می خواهم با صراحت به برخی از آنها اشاره کنم:

1- اولین اشتباه شما و بسیاری از همفکرانتان این است که گمان می کنید یا اینگونه نشان می دهید که احمدی نژاد با یک تقلب گسترده بی سابقه و چیزی شبیه کودتای انتخاباتی رییس جمهور ایران شده است و بنابراین رییس جمهور واقعی ایران نیست. به عنوان کسی که دست کم از اوایل دهه هفتاد و در دولت های گوناگون، به طور فعال در انتخابات های مختلف شاهد و ناظر فعالی بوده است به شما اطمینان می دهم که هیچ انتخاباتی کاملا بدون تخلف انجام نمی گیرد و انتخابات ریاست جمهوری نهم نیز در شرایطی مشابه با سایر انتخابات ها برگزار شد.

سهل است حتی این انتخابات نسبت به انتخابات دوم خرداد هشتاد و شش از سلامت و صحت بسیار بیشتری در برگزاری برخوردار بود و اگر اجماع مردم واقعا روی کاندیدای خاصی بود، امکان نداشت که نام کس دیگری از صندوق درآید؛

همانطور که در دوم خرداد، با وجود تمام تخلفات و حتی تقلب های سازمان یافته بر علیه خاتمی، بار هم این سید محمد خاتمی بود که با اختلاف بسیار زیاد به ریاست جمهوری برگزیده شد. فراموش نکنید که این را کسی برای شما می نویسد که در آن انتخابات در حمایت از رقیب احمدی نژاد فعالیت می کرد.

2- دومین اشتباه شما این است که فکر می کنید، احمدی نژاد اعمال و رفتاری دارد که بر اساس آنها نمی توان او را "نماینده" مردم ایران دانست. این موضوع شاید در برخی از رفتار و گفتار جزئی و موردی احمدی نژاد صحت داشته باشد، ولی قطعا شما هم موافق هستید که هیچ رئیس جمهوری در دنیا وجود ندارد که تمام اعمال و رفتارش دقیقا نشان دهنده خصوصیات مردم کشورش باشد.

بحث بر سر مواضع کلی و منطقِ تصمیم گیری هاست؛ که به نظر من با این معیار، احمدی نژاد به شایستگی نشان دهنده خلق و خو و طرز تفکر ایران امروز و مردم ماست. مشکل در اینجاست که شما بحث های اخلاقی را با مقولات جامعه شناسی مخلوط می کنید و نتیجه نادرستی می گیرید، در حالیکه در یک مساله مبتنی بر جامعه و روابط بین مردمان، نمی توان به راحتی یک مساله اخلاقی که از پیش جوابش روشن است، نتیجه گرفت و حکم صادر کرد. مثلا نمی توان به همان راحتی که می توان حکم داد "دستور رئیس جمهور آمریکا برای حمله به ویتنام درست نبود" پس نتیجه گرفت که "رئیس جمهور وقت آمریکا نماینده مردم آمریکا و افکار عمومی آن دوره در آمریکا نبود". (متاسفانه برای ارائه مثال دستم از این بازتر نیست!)

بیایید برای یک بار هم که شده، "واقعیت" را با "ایده آل" و "آنچه هست" را با "آنچه باید باشد" خلط نکنیم. فرق است بین تایید کارهای احمدی نژاد و تایید نمایندگی او. متاسفانه شما خواسته یا ناخواسته دارید با اصرار بر این نوع نتیجه گیری، آن عادت قدیمی ما ایرانی ها را که تمام تقصیرها را متوجه دیگران می دانیم –و منشا بسیاری از بدبختی هایمان هم همین فرافکنی هاست- تقویت می کنید. اتفاقا الان فرصت بسیار خوبیست که ما از این خواب و رویا بیدار شویم. انصافا احمدی نژاد مثل آیینه ایست که خلقیات واقعیِ بیشترِ ما ایرانی ها را به ما و دیگران نشان می دهد و از این رو نه فقط نماینده مردمیست که به او رای دادند، که نماینده بسیاری از کسانی که به او رای نداده اند هم هست.

شما انتظار دارید مردمی که هر روز به خاطر خودخواهی تلفات بیشتری در رانندگی می دهند، عاشق راه های میانبر هستند، وقت شناسی درمیانشان نادر است، کارهایشان هیاتی ست، به جای کار ریش سفیدی را برای حل معضلات انتخاب می کنند، تحمل شنیدن انتقاد را ندارند، عاشق تمجید شدن اند، خود را از همه بهتر و بزرگتر و برگزیده تر می دانند... چطور نماینده ای داشته باشند؟!

3- سومین اشتباه شما آنست که احمدی نژاد را فردی نادان یا به قول خودتان "مشنگ" توصیف می کنید که نمی فهمد چه می گوید و چه می کند. این اشتباه شما علاوه بر داشتن معایب مشکلات قبلی، بسیار هم خطرناک است و در ادامه این نوشته خواهید فهمید این خطر از کدام ناحیه است. اما قبل از آن باید با اطمینان بگویم که به هیچ وجه این گونه نیست و احمدی نژاد و نزدیکان او نه فقط ابله و مشنگ نیستند بلکه در بسیاری از امور زیرک و سیاستبازانی حرفه ای هستند.

البته باز هم تاکید می کنم که "این یک قضاوت اخلاقی نیست" و اعتراف به زیرکی و آشنا بودن احمدی نژاد و بیشتر یارانش به رموز سیاست، به هیچ وجه به منزله درست دانستن کارهای آنها و نیز مفید بودن اعمال آنها برای مردم و مملکت نیست.

اما اگر دایره دید و تحلیل هایمان را از حد این دوسال ریاست جمهوری و بازتاب بخش بسیار اندکی از اعمال و رفتار احمدی نژاد در رسانه ها (که آنهم معمولا با اعوجاج انعکاس داده می شود) فراتر ببریم، با محمود احمدی نژادی مواجه خواهیم شد بسیار زیرک و سختکوش.

او در دوران سازندگی و زمانی که هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور بود، به سمت مهم استانداری اردبیل منصوب می شود که نشان از جایگاهِ سیاسی مناسب او داشته است و در زمانی که اصلاح طلبان برای هر گونه حرکتی، فقط چراغ دادن را انتخاب می کردند، آنقدر با چراغ خاموش به پیش می آید که ناگهان در برابر بهت همگانی، و حتی علی رغم برخی "مشکلات خاص" (مثل مشکلی؛ که بعدا در هنگام بررسی صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری در شورای نگهبان، محمدرضا باهنر در نامه ای با اشاره به یکی از آن ها، درخواست رد صلاحیت احمدی نژاد را کرد) به عنوان شهردار تهران انتخاب می شود. و درست از همان روز اول شهرداری، که بسیاری از مردم شمایل او را تحقیر می کردند؛ در تدارک ریاست جمهوری می شود که دیدارهای مردمی طولانی، اجابت درخواست تمام کسانی که برای گره گشایی به دیدار شهردار می رفتند، ایجاد ارتباطات وسیعِ شهرداری تهران با موسسات مذهبی به خصوص در قم، حمله به دولت و خاتمی در جایگاه رقیب، دادن شعارهای نو... همگی در همین راستا بودند.

او پس از رسیدن به ریاست جمهوری هم آنچنان با زیرکی (این زیرکی البته نام های دیگری هم دارد!) توانست منتقدان خود را دور بزند، که در نتیجه آن، با وجود اشتباه و حتی فاجعه بار بودن اکثر کارها و پروژه های دولت جدید، باز هم مخالفان در نزد افکار عمومی از جایگاه چندان بهتری برخوردار نیستند.
اکنون او تنها رییس جمهوری ست که در عرض دو سال به تمام استان های کشور سفر کرده و به تمام چند میلیون نفری که خطاب به او نامه نوشته اند، مساعدت (به خصوص کمک مالی) رسانده است. او تنها رییس جمهوری ست که می تواند تریبون ها و رسانه های کارآمد منتقدان، اعم از چپ و راست را عملا از کار بیندازد و البته با "صداقت" اعلام کند که "آزادی بیان در ایران تقریبا مطلق است". او آنقدر حوصله دارد که با وجود شکست سنگین طرفدارنش در شورای شهر تهران، با تک تک اعضای جدید ارتباط برقرار کند و حتی شخصا ساعتها با کسی چون علیرضا دبیر رایزنی کند و در نتیجه حریف نیرومند و خوشنامی چون "قالیباف" را به چنان وضعیتی دچار کند که با پادرمیانی بزرگان نظام و فقط با یک رای بیشتر (آنهم در برابر حریفانی چون بیادی و خادم!) شهردار شود.

او تنها کسیست که می تواند، یک نشست دانشگاهی در آمریکا که بیشترین واکنش حاضران به او "دشنام" و "هو" بوده را با استفاده از رسانه های دولتی تبدیل به چنان "حماسه ای" کند که حتی مخالفانش نیز جز تایید او چاره نداشته باشند. اوست که با شناخت دقیق مکانیسم تلقین، آنچنان دولتهای قبلی را به بی عدالتی، ناکارآمدی، فامیل سالاری، شعاری بودن وحتی عدم پایبندی به آزادی بیان متهم می کند، که نه فقط توده ها، بلکه بعضا کسانی که با آمارها نیز سروکار دارند، باور می کنند که از دولت موسوی بی عدالت تر و از دولت هاشمی ناکارآمد و شعاری تر و از دولت خاتمی فامیل سالار و سرکوبگرتر نبوده و نیست!

نه آقای نبوی؛ احمدی نژاد آنگونه که شما هر روز تکرار می کنید مشنگ نیست و ساختن چنین تصویر نادرستی از او به آن جهت خطرناک است که در نهایت باعث دست کم گرفتنِ این رقیب می شود. آنهم رقیبی که استاد حرکت با چراغ خاموش است و از اولین روز ریاست جمهوری، به فکر انتخاب در دور دوم بوده است و تا به حال هم با کارهایی که بعضی از آنها ذکر شد، چند میلیون رای قطعی برای خودش اندوخته است.

شما چطور غیر از این فکر می کنید؟!


کد مطلب: 2995

آدرس مطلب: http://www.fararu.com/vdcg.y9xrak9ynpr4a.html

پايگاه خبری تحليلی فرارو
  http://www.fararu.com