رکود اقتصادی یا سقوط بازار آزاد؟

20 مهر 1387 ساعت 19:41



ناچار شدن دولت بریتانیا به تخصیص 400 میلیارد پوند از بیت المال برای نجات بزرگترین بانک های بریتانیا از خطر ورشکستگی، عملا، به مفهوم نیمه ملی کردن نهادهایی است که ستون فقرات مکتب بازار آزاد در این دیار و باقی دنیا محسوب می شوند. لابد، بزودی باید برای سرمایه داری در بازار آزاد معنی جدیدی نوشت!

مدتی بود که کارشناسان اقتصادی در غرب، از ظهور پدیده ای جدید و" تهدید آمیز" در بازار جهانی ابراز نگرانی می کردند بنام سرمایه داری دولتی. منظور آنها، سرمایه گذاری های کلان نهادهای دولتی چین و روسیه و چند کشور عربی در بازار پول و صنایع غربی است؛ ولی درعرض یک هفته اخیر خود رطب خوردند و صحنه عوض شد.

نخست، دولت آمریکا با اختصاص مبلغ 700 میلیارد دلار، به نجات بازار پول و سرمایه آن کشور شتافت و بعد نوبت دولت بریتانیا رسید که با تخصیص 400 میلیارد پوند، وام و اعتبار، از ورشکستگی بزرگترین بانک های این دیار جلو گیری کند. و برای محکم کاری بیشتر و در اقدامی بی سابقه، بانک های مرکزی آنها، همراه با بانک مرکزی اروپا و " تصادفا" بانک مرکزی جمهوری خلق چین، همزمان، از نرخ بهره بانکی کاستند.


سئوال این است که آیا مداخله دولت های آمریکا و بریتانیا در بازار یک اقدام سوسیالیستی نیست؟
خیر، این سوسیالیزم نیست، واقع بینی است

با این وجود، هنک پولسون، وزیر دارایی آمریکا، با وجود اعلام امکان نیمه ملی کردن چند بانک بزرگ، هنوز ورشکستگی چند موسسه مالی آمریکا را پیش بینی می کند؛ از طرف دیگر صندوق بین المللی پول، ورود به یک دوره رکود در اقتصادهای پیشرفته، از جمله در بریتانیا را حتمی می بیند، و از همه نگران کننده تر، اینهمه مداخله هنگفت دولت ها در بازار، هنوز نتیجه مطلوب ببار نیاورده است.

جالب اینجا است که با تصمیم به خرید بخش بزرگی از سهام دست کم هشت بانک اصلی این دیار، دولت، به نیابت از طرف مردم، تا اطلاع ثانوی بازار پول و سرمایه را ملی کرده است. و جالب تر از آن، توصیه عمده ترین طرفداران بازار آزاد و سرمایه خصوصی به دولت است که اکنون بعنوان سهامدار کلیدی، مدیران و افرادی را که مسبب سقوط کشور به چنین وضع بحرانی بوده اند، اخراج و یا حتی مجازات کند.

چه مجازات یا بخشش، یک امر مسلم بنظر می رسد؛ کاربرد بازار پول و سرمایه در این جزیره و آمریکا، موسوم به مکتب اقتصادی انگلو ساکسون، فعلا تعطیل شده و تا چند نسل دیگر هم جرأت خود نمایی نخواهد یافت. نکته مجهول، مکتب جایگزین آنست.

تا پیش از سقوط بازار مستغلات در آمریکا و عیان شدن عمق و ابعاد گسترده آنچه که اکنون وام های مسموم و غیر قابل وصول نام گرفته و تمام بازار های دنیا را با خود به لبه پرتگاه ورشکستگی کشانده، انتقاد مکرر رهبران بریتانیا، وآمریکا از متحدانی مثل آلمان و فرانسه و ایتالیا در گروه 7، این بود که با در بند مقررات نگاهداشتن بازارهایشان، از رشد سریع ترملی و جهانی تر شدن بازار جلوگیری کرده و مانع حرکت آزاد سرمایه می شوند.

اما امروز، این دولت بریتانیا است که اجبارا سهامدار اصلی بزرگترین بانک های این دیارشده، و مظنه ارزش سهام در بورس لندن، در مسیری نا معلوم و نگران کننده قرار گرفته است. و به تخمین صندوق بین المللی پول، شاخص رشد اقتصادی آن، منفی و بسوی زیر صفرمی رود. در این شرایط است که شماری از برجسته ترین اقتصاد دانان غربی مسئله ای را مطرح کرده اند که تا یکسال پیش حتی در وحشتناک ترین کابوس های صاحبان سرمایه و دولت های حامی آنان هم جا نمی گرفت: سئوال این است که آیا مداخله دولت های آمریکا و بریتانیا در بازار یک اقدام سوسیالیستی نیست؟

پاسخ نشریه اکونومیست، چاپ لندن، فوری و آماده بود: خیر، این سوسیالیزم نیست، واقع بینی است. به عقیده همین معتبرترین نشریه اقتصادی این دیار، وضع قانون ومقررات و نظارت بر فعالیت بازارهای خصوصی پول و سرمایه از وظائف دولت است! گفته ای متین و منطقی. ولی کی است که به این پیشاهنگ پرسابقه مکتب بازار آزاد یادآور شود که تا زمانیکه بازار لندن، رونق بی سابقه خود را مرهون رهایی از قید و بند مقررات دست و پا گیر دولتی قلمداد می کرد و آنرا به رخ اقتصاد های " کهنه گرا" اروپایی می کشید، آیا مقاله ای درباره ضرورت وجود مقررات و نظارت دولتی بر بانک ها و بازار چیزی نوشت؟

آنچه که اکنون موجب نگرانی بیشتر دولت بریتانیا است، سرایت بحران کمبود پول و اعتبار در بازار به اقتصاد واقعی است. بعبارت ساده تر، تأثیر مستقیم آن بر زندگی روزمره و پس انداز و بازنشستگی مردم است.

در واقع، هم برای کارشناس اقتصادی و دولت، و هم برای مردم گزینه ای بجز امید و انتظار باقی نمانده است؛ گرچه پس از کمکهای چند صد میلیاردی دولت های آمریکا و بریتانیا به بانک ها، هنوز اعتماد و ثبات در بازار احیا نشده، ولی تنها ابزار موثر در دست دولت ها، همچنان تزریق پول بیشتر از بیت المال است.

فقط باید امیدوار بود که میزان تزریق به حدی نرسد که بقول انگلیسی ها، بچه را با آب حمامش یک جا ببرد. همانطور در کشور زیمبابوه برده است. بعبارت دیگر، چاپ بلا انقطاع اسکناس بدون پشتوانه و پخش آن در بازاری بدون تولید، اعتبار و اعتماد. البته، هیچ اقتصاد ورشکسته ای به وضع فجیع در زیمبابوه نخواهد رسید که نرخ تورم آن از مرز دویست میلیون درصد در سال هم گذشته؛ ولی، یادآوری آن زنگ خطر مناسبی است برای بیداری اقتصاد هایی که تا چند ماه پیش، خود را روئین تن و شکست ناپذیر می پنداشتند.

ادامه سیاستی لجوجانه مبتنی بر باورهای دلخوش کننده و خودساخته، و اغلب متعلق به اعصار گذشته، دردی از بازارهای بحران زده دوا نخواهد کرد. بقول یک سیاسیت پیشه کهنه کاراهل این دیار: بازارهای ما که برای شناور ماندن، از بیت المال خودی و بانک های دولتی چین و روسیه، و صندوقهای دولتی سرمایه گذاری عربستان و دوبی یاری می طلبند، وقت چندانی برای کشف مراکز جدید قدرت در اقتصاد جهانی ندارند.

اگر، بقول اکونومیست، این واقع گرایی است و نه اقتصاد سوسیالیستی! مردم این دیار، نگران از ارزش سهامی که بعنوان بیمه سال های بازنشستگی با پس انداز خود خریده اند، بی صبرانه در انتظار مشاهده اثرات آن هستند.

... و حال، اندر فواید رکود!

در گرما گرم ذکر مصیبت های بی پایان اقتصادی که رسانه های این دیار درلابلای گزارش ها و مصاحبه های بی پایان خود تحویل مردم می دهند، تهیه کننده با ذوق یک برنامه خبری تلویزیون بی بی سی، به این فکر افتاد که با ذکر جنبه های مثبت رکود اقتصادی، مردم را بیش از این نگران و مأیوس نکند.

شخصیت مثبت برنامه او، روانشناسی بود جوان که در آغاز گفت چون عضو هیچ صندوق بازنشستگی ای نیست، پس درباره وضع مالی شرکت های بیمه و بانک ها غمی به دل راه نمی دهد! که حتما موجب خاطر جمعی خلق الهی شد که سی سال، به امید بیمه آسایش مالی دوران بازنشستگی، بخشی از درآمد بی زبان خود را به حساب صندوق بازنشستگی ریخته اند.

بعد از اثبات دوراندیشی خود، آقای دکتر، به چند جنبه مثبت از زندگی، زیر بار رکود اقتصادی اشاره کرد؛ از اینقرار: اولا، چون بنزین گرانتر شده، کمتر رانندگی خواهید کرد و با پیاده روی، به تندرستی خود کمک می کنید. دوم، چون فرزندان شما هم از بمباران بدون انقطاع اخباربحران اقتصادی درامان نبوده اند، با استناد به وضع خراب اقتصادی، به راحتی می توانید از پول تو جیبی آنها کم کنید. و بالاخره آنکه، چون هزینه برق و گاز و آب سنگین تر شده و شما پول زیادی برای تفریح و سفر و رستوران و سینما رفتن ندارید، حالا وقت بیشتری را با یار و همسرتان بگذرانید!

به گمانم جناب دکتر از اثرات روحی و فیزیکی اظطراب و نگرانی و بی پولی برخانواده ها بی خبر باشد. آمار نشان داده است در سال های اضطراب ناشی از جنگ و رکود اقتصادی، بشر بسراغ رشد دیگری می رود: رشد جمعیت! بهترین شیوه برای صرفه جویی در هزینه های جاری!
منبع: سایت بی بی سی


کد مطلب: 15776

آدرس مطلب: http://www.fararu.com/vdcfvedy.w6dteagiiw.html

پايگاه خبری تحليلی فرارو
  http://www.fararu.com