تعداد نظرات: ۱۴ نظر
کد خبر: ۳۵۳۲۴۰
محمد ثلاث، متهم به قتل سه نفر از ماموران نیروی انتظامی در ماجرای خیابان گلستان هفتم در سومین جلسه دادگاه با اشاره به اینکه اتهامات وارده را رد می‌کند، گفت: "ما جلوی کلانتری ۱۰۲ پاسداران اتراق کرده بودیم که یکی برادرانمان که بازداشت بود را آزاد کنند. ما نمی‌خواستیم درگیر شویم. حتی بزرگ ما جمعیت نزدیک به هزار نفره‌ای را که آمده بودند و تحصن کرده بودند که مانع بازداشت او شود را مرخص کردند و ما هم آنجا بودیم تا به افراد بگوییم که بروند. من قصد نداشتم که به مامورین نیروی انتظامی با اتوبوس حمله کنم که اگر این طور بود چرا اول به صورت آرام به سمت آنها رفتم؟ نوربالا زدم و بوق زدم که کنار بروند. من ترسیدم زیرا دستم شکسته بود سرم شکسته بود و می‌ترسیدم آنها سوار اتوبوس شوند و دوباره مرا ضرب و شتم قرار دهند. آقای قاضی در حال حاضر من عاشق اعدام هستم از بازپرس پرونده بپرسید آیا در بازپرسی‌ها نمی‌گفتم که مرا کی اعدام می‌کنید؟"
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۵ - ۲۷ اسفند ۱۳۹۶

من عاشق اعدامم/ ما را ز سر بریده می‌ترسانید/ اتوبوس خالی را حرکت دادم ولی آنها می‌آمدند که مرا بزنند، من گفتم ما نیامدیم که با شما بجنگیم

فرارو- سومین جلسه رسیدگی به پرونده عامل شهادت سه نفر از ماموریان نیروی انتظامی در حادثه خیابان پاسداران به ریاست قاضی کشکولی، در شعبه نهم دادگاه کیفری شماره یک استان تهران آغاز شد.

در ابتدای این جلسه که به ریاست قاضی کشکولی رئیس شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد، قاضی کشکولی ضمن تذکر به رعایت نظم و احترام دادگاه از نماینده حقوقی ناجا خواست در جایگاه حاضر شده و در مورد پرونده اگر موضوعی دارند بیان کند. 

نماینده حقوقی ناجا پس از کسب اجازه از ریاست دادگاه در جایگاه حاضر شده و گفت: متهم که در حین جرم دستگیر شده است خود را متعلق به یک گروه خاص معرفی کرده است.

وی بیان کرد: در طول مدت حادثه، رعایت اخلاق اسلامی جزو رفتارهای ماموران ناجا بوده در صورتی که شورشیان از رفتار خود دست نکشیده اند و نهایتا رفتارشان منجر به این جنایت شد.

فلاح زاده بیان کرد: متهم حادثه و همدستانش باید بدانند که اقدام آنها منجر به شهادت 4 جوان برومند و مجروح شدن بیش از ده نفر از ماموران و وارد شدن خسارت بسیاری به اموال مردم و سلب آسایش عمومی شده است.

وی در پایان اظهارات خود از قاضی کشکولی درخواست کرد که باتوجه به اینکه چندین شاهد حادثه در جلسه هستند به جایگاه بیایند و مشاهدات خود را بیان کنند.

در ادامه قاضی کشکولی خطاب به شاهدین از آنها خواست به ترتیب در جایگاه حاضر شده و آنچه را که در آن حادثه مشاهده کرده اند بیان کنند.

سپس احدی از شاهدین حادثه در جایگاه حاضر و در بیان مشاهدات خود، گفت: زمانی که ما به خیابان رسیدیم، هنوز حتی از موتورهای خود پیاده هم نشده بودیم آنها به سمت ما کوکتل مولوتوف پرتاب می کردند اما با این حال به دستور داده شده بود که اصلا حق برخورد را ندارید و نباید به مردم و اموالشان آسیبی برسد.

وی بیان کرد: ما زمانی که به خیابان هفتم رسیدیم، دیدم که یک اتوبوس با سرعت کمی در حال حرکت به سمت ما است که فکر کردیم می خواهد از خیابان عبور کند؛ اما پس از اینکه مدتی از حرکتش گذشت، به یکباره سرعت خود را زیاد کرد و با حرکت به سمت چپ و راست به مأموران به نوعی حمله ور شد.

این شاهد حادثه ادامه داد: من در آنجا دیدم که شهید امامی در حال کمک به مردم بود و آنها را به سمت پیاده رو هدایت می کرد و می گفت:" به سمت پیاده رو بروید." اما اتوبوس با او برخورد کرد و پس از آن دوباره اتوبوس منحرف شده و از روی شهید بایرامی عبور کرد که البته در آنجا باز هم دیدم که شهید بایرامی در حال فریاد زدن بود و به مردم می گفت فرار کنید.

وی گفت: نهایتا این اتوبوس به خاطر ترافیک و شلوغی خیابان و حضور ماشین های داخل خیابان از حرکت ایستاد. اما من در آن لحظه چون از کمر و دیگر جاها آسیب دیده بودم نتوانستم اتوبوس را تا انتها دنبال کنم.

قاضی کشکولی از شاهد پرسید در گزارشات آمده که در اتوبوس جای گلوله مشاهده شده است.

شاهد گفت: ما اصلا اسلحه و سلاح گرم به همراه نداشتیم.

قاضی پرسید: خود شما متهم را در اتوبوس دیدید؟

شاهد گفت: بله من او را در پشت فرمان زمانی که داشت از جلوی ما با سرعت کم عبور می کرد، دیدم.

پس از اظهارات شاهد اول یکی دیگر از شهود حادثه به دستور قاضی در جایگاه حاضر شده و با معرفی خود اظهار کرد: ما ماموریت داشتیم که به سمت کلانتری 102 پاسداران حرکت کنیم. به محض پیاده شدن از موتورها دیدیم که آشوبگران خیابان را بسته اند و به ما دستور داده شد که آنها را متفرق کنیم که سپس آنها فرار کردند و به خیابان هفتم رفتند. جزو اولین کسانی بودم که وارد این خیابان شدم.

وی تصریح کرد: در آنجا من یک اتوبوس را دیدم که به آرامی در حال حرکت بود که فکر کردم اتوبوس همکاران است که می خواهد مامور پیاده کند. با این حال اجازه دادم که از کنارمان بگذرد؛ اما پس از عبور از ما به یکباره سرعت خود را زیاد کرد و به سمت ماموران تهاجم داشت.

این شاهد عینی ماجرا گفت: در آنجا من دیدم که شهید امامی بین اتوبوس و یک ماشین گیر افتاد و اتوبوس از روی او عبور کرد و سپس به سمت راست رفته و شهید بایرامی را هم به شهادت رساند.

قاضی کشکولی از این شاهد پرسید: فاصله بین این مقتولین چند نفر بود؟ که شاهد در پاسخ گفت: تقریبا حدود 2 تا 3 متر با هم فاصله داشتند.

قاضی کشکولی گفت: آیا شما دیدید که به اتوبوس شلیکی شده باشد؟ که وی پاسخ داد: خیر من ندیدم چون ما اسلحه نداشتیم و حتی سپر هم برای دفاع از خود نداشتیم.

قاضی کشکولی از شاهد پرسید: شما دیدید که این متهم از اتوبوس پیاده شود؟

شاهد گفت: من چون پس از این حادثه بالای سر مقتولین رفتم، جلو نبودم که بیینم چه کسی از اتوبوس پیاده شد اما زمانی که اتوبوس از جلوی من عبور می کرد متهم را در پشت فرمان اتوبوس دیده بودم.

وی گفت: البته گفتند که همکاران یک گاز اشک آور به سمت اتوبوس شلیک کرده اند تا بتواند اتوبوس را متوقف کنند و اگر ماشین های پارک شده در داخل خیابان نبود ممکن بود اتوبوس افراد بیشتری را زیر بگیرد و به افراد بیشتری آسیب برساند.

قاضی محمدی کشکولی پس از تفهیم اتهامات مباشرت در سه فقره قتل عمدی و اخلال در نظم و آسایش عمومی از طریق جنجال و حرکات غیرمتعارف و تعرض به ماموران نیروی انتظامی به متهم پرونده از او خواست که در جایگاه قرار گیرد و به دفاع از خود بپردازد.

متهم «م.ث» با حضور در جایگاه گفت: برای بازماندگان صبر و برای خودم از خداوند بخشش می‌خواهم. این حرف‌ها را نمی‌زنم که مرا اعدام نکنید بلکه باید بگویم من عاشق اعدام. من مدام از بازپرس می‌پرسم که چه زمانی مرا اعدام می‌کنید، ما را ز سر بریده می‌ترسانی.

وی ادامه داد: من نرفتم که آدم بکشم، بلکه تعصب مولای‌مان را داشتم؛ من عمدا کسی را نکشتم.

قاضی خطاب به متهم پرونده گفت: چرا دوست داری اعدام شوی؟

متهم در پاسخ مدعی شد: من اتوبوس را برداشتم و به درب پاسگاه بردم، اتوبوس خالی را حرکت دادم ولی آنها می‌آمدند که مرا بزنند، من گفتم ما نیامدیم که با شما بجنگیم.

قاضی خطاب به متهم گفت: در جلسات قبلی گفتی که بعد از کتک زدنت عصبانی شده بودی و این بار چیز دیگری می‌گویی.

متهم پاسخ داد: دوست داشتم موضوع تمام شود و مرا اعدام کنند، دوست ندارم به جامعه برگردم.

قاضی محمدی کشکولی از متهم پرسید آیا اتهامات را قبول دارید؟

«م.ث» پاسخ داد: خیر، من از دوستداران فقرایم. من جنب کلانتری پاسداران برای دفاع از برادر دینی‌ام ایستاده بودم تا وی را آزاد کنند. اتوبوس محل خواب من بود، من مالک اتوبوس را نمی‌شناسم، صندلی‌های اتوبوس را در آورده بودم و قرار بود فردا صندلی‌ها را ببندم. بعد از اینکه از پراید پیاده شدم سوار اتوبوس شدم تا به سمت پاسگاه بروم. اول آرام حرکت کردم تا نیروی انتظامی کنار بکشد و فیلم آن هم موجود است که من چراغ زدم. اگر می‌خواستم به کسی بزنم چرا باید چراغ بزنم. من در پاسگاه هم گفتم عمدا این کار را نکردم.

متهم گفت: من شکایتم از نیروی انتظامی را پیش کی باید ببرم؟ روز حادثه اراده‌ام دست خودم نبود و اضطراب داشتم که آنها می‌خواهند حمله کنند. من پایم را روی گاز گرفتم تا رد کنم، افراد را ندیدم.

متهم گفت: من سه نفر را ندیدم ولی وقتی شما می‌گویید آن را قبول دارم. کسی هم به غیر از من پشت فرمان اتوبوس نبود. وقتی که برخورد کردم پایم روی گاز بود و با گاز روی ماشین‌ها رفتم و نهایتا متوقف شدم.

قاضی محمد کشکولی خطاب به متهم گفت: چرا به سمت نیروی انتظامی رفتی؟

متهم پاسخ داد: آنها را ندیدم، چشمانم ضعیف است. مرا به پزشکی قانونی ببرید تا چشم‌هایم را معاینه کنند.

بر اساس این گزارش، در جلسه اول دادگاه که 20 اسفندماه امسال برگزار شد قاضی شهریاری معاون دادستان و سرپرست دادسرای جنایی تهران گفت: در پرونده کلاسه 961334 دادسرای امور جنایی تهران آقای محمدرضا ثلاث فرزند اسدالله متولد 1346 متهم است به ارتکاب سه فقره قتل عمدی با این اوصاف که در مورخ 30/11/96 ساعت 20 حسب تماس مرجع انتظامی مبنی بر وقوع تهاجم عمدی با خودرو اتوبوس در آدرس تهران خیابان پاسداران گلستان هفتم در ساعت 18:20 دقیقه؛ ضمن دستورات لازم جهت حفظ صحنه با توجه به مشهود بودن جرم و در اجرای قانون آیین دادرسی کیفری به محل وقوع عازم و در سردخانه بیمارستان لبافی نژاد اجساد مقتولین به اسامی سرباز وظیفه رضا مرادی؛ گروهبان یکم کادر رضا امامی و گروهبان یکم کادر محمد علی بایرمی می‌باشد.

همچنین دومین جلسه رسیدگی به پرونده عامل شهادت سه نفر از ماموران نیروی انتظامی در حادثه خیابان پاسداران 21 اسفندماه سال جاری به ریاست قاضی کشکولی، اولیای دم، متهم پرونده به همراه وکیل تسخیری، نماینده حقوقی نیروی انتظامی و نماینده دادستان برگزار شد.

مجله خواندنی ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
انتشار یافته: ۱۴
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۱۵ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۷
چقدر شبیه اصلاح طلبان
پرده آخر
مظلوم نمایی و تامین وراک رسانه ای بعضی ها

قاتل مظلوم بیچاره
همش سه نفر رو کشته
چی کارش دارین آخه
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۵ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۷
یک کلاه قشنگ و شکیل برای این سربازها طرحی کنید و بسازید این چه کلاهیه که این سربازها بر سرش می زارند کلاه قدیم ژاندارمری که سیم داخلش داشت مثل کلاه های فعلی پلیس و ارتش فرانسه خیلی از این کلاه ها بهتر بود
بنده خدا
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۴۶ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۷
همین که عجز و لابه نکرده دمش گرم. بترسند از جان به لب شده هایی که نزد قاضی شعر حماسی می خوانند
حامد
Iran, Islamic Republic of
۰۷:۴۸ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۸
شماها مدلتون طرفداری از این وحشی های داعشیه . داعش =اصلاح طلب
سینا
United States
۱۴:۵۵ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۷
عرفا به این بیت علاقه دارند
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند ازبدنم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۰۳ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۷
با اعدام کردن یا نکردن مشکل حل نمی شود چون زمینه های عمیق دارد حکومت باید رفتار و گفتار و مناسبات خود را تغییر دهد
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۰۶ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۷
نقش اون وکیل تسخیری اونجا دقیقا چیه . ؟؟؟؟
س
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۳۰ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۷
پس چه کسی به سمت دراویش و اتوبوس شلیک کرده ؟ گروه سومی هم در این ماجرا بوده که اسلحه داشته ؟
ناشناس
Germany
۱۵:۳۹ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۷
اعترافات خیلی خیلی دلبخواهی !!
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۰۱ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۷
دیگه همه چیز کاریکاتوری شده . همین مونده بود کسی که مثل داعشی ها نشسته پشت فرمان و جماعتی رو زیر گرفته نماد مبارزه بشه. البته جامعه چنان تهییج شده که نه تنها این خزعبلات رو باور میکنه بلکه بزودی به غرقابی می افته که سوریه و افغانستان در برابرش دستگرمی محسوب میشه .خوش به حال هر کس که داره از این مملکت میره یا این روزها می میره .زیر خاک امن تر از روی خاکه.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۰۸ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۷
بنا بر روایت حمید فرخ نژاد بازیگر مشهور که شاهد ماجرا بوده درگیری بین درویش ها و لباس شخصیها بوده و نیروی انتظامی سعی کرده قضیه رو با آرامش جمع کنه .ویدیوهایی هم که از درویشها منتشر شده خیلی آدمهای افتاده و صلح طلبی رو نشون نمیده و آدم رو یاد رفتارها و ادبیات اراذل می اندازه.مصاحبه با ساکنین خیابان پاسداران هم مردمی هراسان و وحشت زده رو نشون میده .چطور شده که حالا این پیرمرد چنین مظلوم نمایی می کنه؟! ز سر بریده نمی ترسی؟ من از دیدن جنازه له شده و دفرمه شده سرباز وظیفه بیست ساله ترسیدم ...برای آینده این سرزمین که آزادیخواهانش ممد حسینی و روح الله زم و اراذل و اوباش هستند ...و فهمیدم جامعه ایران بسیار مستعد پرورش داعشه ...
شاهد
Canada
۱۷:۳۸ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۷
مردیکه بزدل وترسو اگه اعدام و مردن برات ترزو شده بود قبل از اینها خودتو خلاص میکردی و باعث کشته شدن بیگناهان نمیشدی . میدونی چندین خانواده رو داغدار کری ؟ تعصب کورکورانه امیرالمومنین علی ع را هم ازار میداد . شماها فکر کردید حضرت علی فقط مال شماست . امان از جهل و نادانی . فکر کردی الان قطب و سردسته ات برش قرمز برات انداخته ؟ ایا خودش جسارت داره بیاد سینه سپر کنه ؟ بمیر و برو چهنم .
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۵۸ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۷
چقدر زندگی در ایران لذت بخش است که ایشان میخواهد بمیرد
حامد
Iran, Islamic Republic of
۰۷:۴۶ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۸
" من نرفتم که آدم بکشم، بلکه تعصب مولای‌مان را داشتم؛ من عمدا کسی را نکشتم" !!!! یعنی مولای شما این روش را قبول داره ؟؟یعنی مولای شما مدل اعتراضش اینطوری بوده ؟؟ مولای شما امام علی (ع) هست یا ابوبکر بغدادی ؟؟
چرا کالای ایرانی نمی‌خریم؟!
کارشناسان در گفت‌وگو با فرارو بررسی کردند

چرا کالای ایرانی نمی‌خریم؟!

جنجال یک جشن در برج سلمان مشهد
دو مقام ارشاد خراسان رضوی بازداشت شدند

جنجال یک جشن در برج سلمان مشهد

آیا احمدی‌نژاد دست از سر ما بر نمی‌دارد؟
گفت و گوی فرارو با فیاض زاهد، جامعه شناس و فعال سیاسی درباره پوپولیسم

آیا احمدی‌نژاد دست از سر ما بر نمی‌دارد؟

عکس و فیلم
چند رسانه‌ای
ویدیو
گزارش تصویری